خطای شناختی در تصمیمگیری، یکی از بزرگترین آفتهای اخذ تصمیمات مهم است. تصمیمگیری از فعالیتهای مهم شماست. آینده و موفقیت و شکست شما به تصمیمات شما ربط دارد؛ اما مشکل کار اینجاست که سیستم ذهنی و ادراکی ما مستعد گرفتار شدن در تلهها و خطاهای تصمیمگیری است و چنین خطاهایی تنها وقتی برایمان آشکار میشوند که با نتیجه غلط تصمیمگیری خود روبرو شدهایم؛ و صدالبته اینکه نوش داروی بعد از مرگ سهراب، به درد کسی نمیخورد؛ بنابراین پیش از تصمیمگیری باید تصمیم خود را ارزیابی کنید تا دچار پشیمانی نشوید.
ایران مدیر در این مقاله به بررسی انواع و اقسام خطاهای متداول در زمان تصمیمگیری میپردازد. این خطاها را بشناسید و از آنها برای جلوگیری از اشتباه و تصمیمگیری بهینه استفاده نمایید.
خطای شناختی 1: اعتمادبهنفس بیشازحد

امان از اعتماد به نفس بیشازحد! این خطا معمولاً زمانی گریبان گیر افراد یا گروهها میشود که آنها تمایل دارند اینطور فکر کنند که از دیگران بیشتر و بهتر میدانند. معمولاً تصمیمات مضحک و اغلب خندهداری که از دل جلسات هیئتمدیره بیرون میآید، به دلیل همین خطاست. همچنین سرمایهگذاریهای عبث و حس یافتن ایدههای میلیون دلاری که در واقعیت جندان معتبر نیستند، از دیگر آثار این خطای تصمیمگیری هست.
خطای شناختی 2: رضایتمندی فوری

درمجموع زندگی ما چالش میان رنج و لذت است. افراد موفق رنج امروز را به بهای پاداش و لذت فردا، به جان میخرند و در مقابل افراد با ذهنیت بازنده و شکستخورده، در فرار از رنج، به دنبال لذتهای آنی میگردند، لذتها و پاداشهایی که رنج بسیار زیاد برای آنها به ارمغان خواهد آورد.
در این خطای تصمیمگیری، افراد به دنبال سریعترین نتایج مثبت ممکن هستند و بر همین مبنا، از رنجها و هزینههای آنی دوری میکنند. در این حالت حتی اگر گزینههایی در آینده وجود داشته باشد که سوددهی بیشتری دارند، فرد آنها را حذف و صرفاً به گزینه لذتبخش فعلی میپردازند. سندروم نتیجه فعلی در ادبیات ما هم راه پیداکرده است: نقد را بگیر و نسیه را ول کن!
خطای شناختی 3: خطای لنگراندازی
این خطا زمانی رخ میدهد که اطلاعاتی خاص چنان ما را شیفته و مجنون خود میکند که سایر اطلاعات نمیتواند تأثیری بر روی تصمیمگیری ما بگذارد. برای مثال فرض کنید که بهتازگی خبر سود هنگفت دوستتان از طریق بورس را شنیدهاید. مبلغ این سود بهقدری هنگفت است که همچون کشتی که در دریا لنگرانداخته، شما را میخکوب میکند.
بر مبنای این اطلاعات تصمیم میگیرید که سرمایه 10 سال کار و تلاشتان را در بورس سرمایهگذاری کنید… شور و اشتیاق فراوان و مبلغ بالای سودآوری دوستتان، شما را شیفته و واله خود ساخته است، اما نکته اینجاست که شما سایر اطلاعات را نادیده گرفتهاید.
در مثال بالا، شما میزان سواد مالی و بورسی خودتان را در نظر نگرفتهاید، بازه زمانی که دوستتان سرمایهگذاری کرده و مدتزمان خواب سرمایه وی را بررسی نکردهاید و درنهایت شما تنها بر شانس و احتمال موفقیتتان اتکا کردهاید و عملاً جایی برای احتمال شکست، باقی نگذاشتهاید.
خطای شناختی 4: خطای ادراک گزینشی
ادراک گزینشی به حالتی اشاره دارد که شما در مقام تصمیمگیری، اطلاعات را بهصورت گزینشی و دستچین شده موردتوجه و بررسی قرار میدهید و برخی اطلاعات را نادیده میگیرد. این خطا بر نحوه نگریستن شما به دنیا و محیط پیرامونتان اثر میگذارد.
بهصورت دقیقتر، ادراک به معنای درک و معنی دان به اطلاعات دریافتی توسط سیستم عصبی است. همه ما روزانه با بسیاری از متغیرها روبرو میشویم که نیازی نیست تا همه آنها را پردازش کنیم؛ اما در خطای ادراکی ما اطلاعاتی را که برای تصمیمگیری لازم و ضروری هستند، عمدا دستچین میکنیم. برای مثال اطلاعات مرتبط با پیشرفتهای کشور را موردبررسی قرار نمیدهیم و تنها به دنبال اخبار ناکامی و بدبختی و شکست هستیم.
خطای شناختی 5: خطای راستی آزمایی
این خطا برای افرادی پیش میآید که به دنبال تایید و تصدیق هستند. این تایید و تصدیق میتواند از طریق افراد یا از طریق اطلاعاتی که در پیرامون ماست اتفاق بیفتد. در خطای راستی آزمایی افراد تمایل به پذیرش اطلاعاتی دارند که دیدگاههای آنها را مورد تایید قرار دهد.
برای مثال مدیران فراوانی در تحقیق بازاریابی، به دنبال تایید فرضیه خود هستند و چنانچه نتایج تحقیقات بازاریابی با باور و پیشفرضهای آنان در تناقض باشد، بهاحتمالزیاد روش تحقیق مشکل داشته است. چنین خطایی راه را برای ورود مشاوران تایید کننده به سازمان باز میکند. مشاورینی که در قبال گرفتن پول، باورهای شبهه آمیز مدیران را با لبخند تایید کرده و آنها را به ته چاه رهنمون میسازند.
خطای شناختی 6: خطای بزرگنمایی
این خطا زمانی رخ میدهد که افراد بخشی از اطلاعات را نسبت به بقیه اطلاعات، پررنگتر کرده و بر آنها تأکید بسیاری میکنند. در این حالت دیگران برای آن جنبهها اهمیتی قائل نیستند و تنها خود تصمیمگیرنده است که از اهمیت سری! این اطلاعات آگاهی دارد.
در این حالت واقعیت تحریف میشود و آنچه توسط تصمیمگیرنده دیده میشود، واقعاً واقعیت درست و صحیح (اگر چنین چیزی اصلاً وجود داشته باشد!) نیست.
استفاده از فهرستی که افراد بتوانند بهصورت عینی وزن و اهمیت اطلاعات را ثبت و درج نمایند، میتواند به افراد کمک کند تا با اطلاعاتی که پراهمیتتر میدانند ولی از منظر دیگران، اهمیتی ندارد، آشنا شوند.
خطای شناختی 7: خطای دسترسی
معمولاً وقتی صحبت از حافظه تاریخی و نداشتن حافظه تاریخی میشود تا حدودی به این خطا اشاره داریم. این خطا به این معناست که افراد اطلاعاتی را مبنا قرار میدهند که با تازگی رخداده است و در ذهن و فکر آنان تازهتر هست. بدین نحو اطلاعاتی که مدتزمانی از آنها سپریشده، توسط تصمیمگیرنده به فراموشی سپرده میشود و فرد به آنها توجهی نمیکند.
موجه بودن رسانهای میتوانند این خطا را در ما تشدید کنند و واقعیت را برای ما تحریف نمایند. در چنین حالتی افراد بازیچه موجهای جدیدی خواهند شد که هرروز در حال پخش هستند.
خطای دسترسی خطایی است که باید بهشدت جدی گرفته شود. در فضای دیجیتالی کنونی و با گسترش رسانههای ارتباطی، اطلاعات جدیدی که بهسرعت همانند سیل بهسوی ما روانه میشوند، ما از دیدن تصویر بزرگ منع میکنند و تنها تصاویر تازهتر برای ما باقی میمانند و بدین ترتیب احتمال تصمیمگیری بر مبنای اطلاعات ناقص و بدون پشتوانه افزایش مییابد.
خطای شناختی 8: خطای غرق شدن در هزینه گذشته
این خطا زمانی رخ میدهد که تصمیمگیرنده فراموش میکند که تصمیمات فعلی، نمیتوانند گذشته را اصلاح نمایند. در این حالت افراد در هزینههای کلی و اشتباهی که برای یک تصمیم صرف کردهاند غرق میشوند و حاضر نیستند شکست خود را باور و جلوی ضرر را بگیرند.
این خطا که بسیار هم متداول است با نام دام تعهد احساسی و عاطفی نیز شناخته میشود. زمانی که چنان به تصمیمات گذشته خود متعهدیم که توان تغییر از ما سلب میشود. مثال بارز چنین خطایی، ادامه تحصیل در مقاطع تکمیلی توسط کسانی است که در همان مقطع فاقد درآمد و آتیهای هستند.
برخی از رشتههای دانشگاهی در ایران، بازار کار بسیار بد و اندکی دارد و کسانی که در این رشتهها تحصیل میکنند بعد از پایان مقطع لیسانس باید به تغییر رشته بپردازند اما بهعکس، افراد بهاشتباه آن رشته را تا دکتری ادامه میدهند تا شاید بتوانند هزینهها و عمری که صرف کردهاند را بهنوعی بازیابند اما افسوس که تلاش بیشتر به معنای اتلاف وقت و زمان بیشتر در مسیری غلط است.
سخن آخر
در این مقاله سعی شد تا رایجترین خطاهای تصمیمگیری معرفی و تشریح گردند. بسیاری از ما در زندگی شخصی و کاری خود مجبور به انتخاب و تصمیمگیری هستیم و ممکن است ناخواسته درگیر یک یا چند یک از این خطاها گردیم. شناسایی خطاها و دوری از آنها، عامل مهمی در موفقیت و توسعه فردی شما خواهد بود.
به نظر شما چه خطاهای دیگری را میشود به لیست بالا اضافه کرد؟ آیا خود و اطرافیانتان مرتکب این خطاها شدهاید؟ لطفا تجربیات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.
منبع:
ایران، مدیر خوب میخواهد
