صفحه اصلی / توسعه فردی / ارتباط غیرکلامی چگونه می تواند شغل شما را ارتقا دهد یا آن را خراب کند؟
ارتباط غیرکلامی

ارتباط غیرکلامی چگونه می تواند شغل شما را ارتقا دهد یا آن را خراب کند؟

ارتباط غیرکلامی و زبان بدن واقعاً بر واکنش‌های شیمیایی بدن ما تأثیر می‌گذارد؟ زبان بدن چقدر احساسات ما را کنترل می‌کند؟

ایران مدیر سعی می‌کند با کشف بهترین راه‌ها به عملکرد بهتر مغزتان کمک کند. ما تلاش می‌کنیم تا با کمک تحقیقات روانشناسان و مصاحبه با پیشگامان در این زمینه، به شما نشان دهیم که چگونه علم روانشناسی می‌تواند به شما کمک کند که بر موانع محل کار غلبه کرده و در شغل خود پیشرفت کنید، زیرا اندکی تغییر در طرز فکر سبب خواهد شد که شما مسیری طولانی را طی کنید و به رشد و پیشرفت شغلی دست یابید.

تابستان سالی که من از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، سخنرانی بسیار محبوب آمی کُدی در برنامه تد (TED) را تماشا می‌کردم. عنوان سخنرانی چنین بود: «ارتباط غیرکلامی و زبان بدن شما می‌تواند آن موقعیتی را برایتان بسازد که شما در پی آن هستید.» این خاطره از آنجایی در ذهنم مانده است که به خاطر می‌آورم قبل از تماشای مصاحبه در کافی‌شاپ معروف استارباکس روبروی آینه ایستاده بودم و «ژست قدرت» را تمرین می‌کردم. این ژست ترفند مخفی من بود و من به شدت معتقدم که این روش من را آرام می‌کند. با وجود آنکه قبل از آن کسی در این زمینه –زبان بدن- چیزی به من نگفته بود.

ارتباط غیر کلامی و امی کدی

اگر شما تا به حال سخنرانی آمی کدی در تد را ندیده‌اید، به شما توصیه می‌کنم آن را حتماً ببینید. او در آن به شرح شخصیت‌های مؤثر می‌پردازد. به طور خلاصه مطلب عمده سخنرانی این است که کدی روانشناس اجتماعی و همکارانش در سال ۲۰۱۰ تحقیقی را در دانشگاه هاروارد انجام دادند. آن‌ها در تحقیق خود که «ژست قدرت» نامیده شد، از شرکت‌کنندگان خواسته بودند که برای دو دقیقه در یک ژست قوی یا حالت کم قدرت بنشینند. منظور از ژست و حالت قوی هر وضعیت سر حال و قبراق و در مقابل ژست ضعیف وضعیتی منقبض و در خود فرو رفته است. سرانجام کدی و همکارانش دریافتند که شرکت‌کنندگانی که در وضعیت قوی نشسته بودند، در مقایسه با کسانی که در وضعیت ضعیف نشسته بودند، احساس راحت‌تری داشتند و در هنگام مصاحبه شغلی بهتر عمل می‌کردند‌.

اما مسئله عمیق‌تر از آن است. در واقع همین بخش از تحقیقات اوست که من می‌خواهم امروز بر آن تمرکز کنم. کدی دریافت که وضعیت و ژست قوی مانند نشستن با دستانی که پشت سر یا روی باسن قرار دارد، در واقع واکنش‌های شیمیایی بدن شرکت‌کنندگان را تغییر می‌دهد. آن‌ها در بدن کسانی که در حالت قوی نشسته بودند، شاهد افزایش تستسترون و کاهش کورتیزول بودند. به عبارت دیگر بدن آن‌ها تنها هورمون‌هایی را تقویت کرد که با احساس قدرت رابطه داشتند، این در حالی بود که بدنشان همزمان هورمون‌هایی را با استرس نسبت دارند، کاهش داد.

برای یک لحظه به پیامدهای این فرضیه بیاندیشید. دنیایی را تصور کنید که در آن نحوه‌ای که می‌ایستید، می‌نشینید و حرکت می‌کنید، به معنای واقعی کلمه احساس‌تان را تغییر می‌دهد. در نهایت مطالعه کدی این نظریه را تأیید کرد که این پدیده واقعی و درست است و هر روز اتفاق می‌افتد.

با وجود محبوبیت سخنرانی تد کدی – تاکنون با بالغ بر ۴۶ میلیون بازدید در رده دوم محبوب‌ترین سخنرانی‌های تد قرار دارد- واکنش‌های شدیدی علیه تحقیقات وی رخ داد. منتقدان آن را «شبه علم» نامیدند و محققان گفتند که نمی‌توانند یافته‌های کدی را در مطالعات‌شان تکرار کنند. کدی برای رد نقدها در مارچ ۲۰۱۸ مقاله علمی دیگری را منتشر کرد که در آن بیش از ۵۵ مطالعه را تحلیل کرده و مدارکی ارائه داده بود که از این ادعا حمایت می‌کرد که قرار گرفتن در حالت ژست قدرت باعث می‌شود افراد احساس قدرت بیشتری کنند.

با وجود اینکه کدی استدلال‌های متقاعد‌کننده‌ای را در مقاله‌اش آورده بود، هنوز برخی سؤالات در ذهن ما وجود دارد: آیا زبان بدن ما واقعاً قادر است بر واکنش‌های شیمیایی بدن تأثیر بگذارد؟ زبان بدن چقدر احساسات ما را کنترل می‌کند؟ در اینجا بود که به من این مأموریت داده شد که پاسخ این سؤال را بیابم که  ارتباط غیرکلامی و زبان بدن تا چه اندازه‌ای می‌تواند بر واکنش‌های شیمیایی بدن تأثیر بگذارد؟ جوابی که من به دست آوردم این بود:‌ «تقریباً قادر است.»

ارتباط غیرکلامی و ژست قوی

برای بررسی تأثیر ژست‌های مختلف بر واکنش‌های شیمیایی بدن، من با دکتر ماتسومو –دارای مدرک دکترا و کارشناس در زمینه‌های میکرو بیان، ژست، احساس، ارتباط غیرکلامی و مدیر شرکت Humintell – صحبت کردم. دکتر ماتسومو ما را به زمانی بسیار پیشتر از مطالعه کدی ارجاع داد. مطالعه مذکور که اولین مطالعه در این زمینه بود در سال 1983 به وسیله اکمان، لوینسون و فریزن انجام شده بود و این فرضیه را تأیید می‌کرد که ژست‌ها می‌توانند احساسات واقعی را برانگیزاند‌.

در حالی که دکتر ماتسومو تصدیق می‌کرد که تحقیقاتی در این خصوص وجود دارد که از تأثیر ژست بدن بر احساسات حمایت می‌کند، به سرعت اضافه کرد: «به نظر من این تأثیر کاملاً محدود به کسانی است که برای شروع در حالت نرمالی از احساسات قرار دارند. تنها در وضعیت نرمال احساسی، درگیر شدن با زبان بدن، باعث ایجاد واکنش‌ شیمیایی مثبت یا منفی در افرادی می‌شود که قبلاً این حس را ، -علی الخصوص یک حس قوی- تجربه کرده‌اند.» این جمله منطقی به نظر می‌رسد، زیرا شما با قرار دادن خودتان در حالت قدرت، نمی‌توانید احساس استرس خیلی شدیدتان را کنترل کنید.

با این حال هنوز تحقیقاتی انجام می‌شود و از این فرضیه حمایت می‌کند که زبان بدن و حالات چهره می‌تواند وضعیت احساسات ما را تغییر دهد، برای مثال محققان در دانشگاه کانزاس از شرکت‌کنندگان خواستند که یا لبخند بزنند یا حالت چهره خود را در وضعیت خنثی حفظ کنند. پس از آن از شرکت‌کنندگان خواسته شد که در یک کار پر استرس شرکت‌ کنند. آن‌ها دریافتند شرکت‌کنندگانی که قبل از کار پر استرس لبخند زده بودند، بعد از انجام کار ضربان قلبشان پایین‌تر بود. محققان این احتمال را نیز ثابت کردند که صرفاً تغییر حالت چهره می‌تواند واکنش بدن را به استرس کاهش دهد. به نظر آنان تغییر حالت چهره نشانه‌ مطمئنی از زبان بدن است که می‌تواند بر واکنش‌های شیمیایی آن تأثیر بگذارد یا حتی آن را تغییر دهد.

ارتباط بین زبان بدن و خلق و خو

آزمایشی در مجله رفتار درمانی و روانپزشکی تجربی منتشر شد که نشان داد چگونگی حالت بدن حین پیاده‌روی بر خلق هر فرد اثر می‌گذارد. در آزمایش به شرکت‌کنندگان آموزش داده شد تا به صورت کمر و پشت صاف و قدم‌های سبک –حالت شادی- یا به صورت شانه‌های افتاده و قدم‌های سنگین –حالت ناراحت- قدم بزنند. البته به هیچ‌کدام از گروه‌ها گفته نشد که زبان بدن می‌تواند بر خلقیات آن‌ها مؤثر باشد. پس از آن به شرکت‌کنندگان کلمات مثبت و منفی نشان داده و از آن‌ها خواسته شد کلماتی را که بیشتر به خاطر می‌آورند، بنویسند. همان‌طور که احتمالاً حدس زده‌اید، شرکت‌کنندگانی که آموزش دیده بودند تا با حالت شادی راه بروند، بیشتر کلمات مثبت را به خاطر آوردند، در حالی که گروه مقابل بیشتر کلمات منفی را به خاطر آوردند. آنچه به دست آمد، این ایده را تصدیق کرد که زبان بدن می‌تواند بر خلق ما تأثیر بگذارد.

علاوه بر آن این احتمال را ثابت کرد که زبان بدن ما همچنین می‌تواند بر آنچه به آن اهمیت می‌دهیم، تأثیر بگذارد. برای فهم بهتر من را در حالی تصور کنید که با شانه‌های افتاده به سمت محل کارم قدم می‌زنم در حالی که پاهایم را بر زمین می‌کشم همچنان که به آسانسور نزدیک می‌شوم، متوجه می‌شوم یکی از همکارانم بعد از اینکه به من نگاه می‌کند، تصمیم می‌گیرد از پله‌ها برود.

علاوه بر این ارتباط غیرکلامی و  زبان بدن می‌تواند به طور غیرمستقیم احساس ما را در موقعیت‌های مختلف تغییر دهد، مثلاً من یا همکارم نسبت به یکدیگر احساس بدی پیدا کنیم. زبان بدن ممکن است بر نحوه توجه و پردازش اطلاعات نیز اثر داشته باشد، مثلاً درنتیجه زبان بدن من و رفتار همکارم این تصور برای من ایجاد شود: «من می‌دانم، او من را دوست ندارد یا از من خوشش نمی‌آید، به همین خاطر است که تصمیم گرفته از پله‌ها برود.»

در مقابل اگر من در حالی که شانه‌هایم صاف بود و قدم‌های سبک برمی‌داشتم، به سمت محل کارم می‌رفتم، در صورتی که همکارم بعد از دیدن من از پله‌ها بالا می‌رفت، این امکان وجود داشت که پردازش متفاوتی از اطلاعات داشته باشم: «شاید اصلاً من را ندیده است.»

نکته حائز توجه در این میان آن است که همان‌طور که ارتباط غیرکلامی و زبان بدن ‌می‌تواند بر واکنش‌های شیمیایی مغز ما تأثیر بگذارد، رابطه‌ عکس آن نیز صادق است. منظور آن است که مغز ما در پی دریافت نشانه‌هایی خاص از بدن است تا بتواند احساسات مناسب را ابراز کرده یا اطلاعات را پردازش کند. احساس، فکر و حالت جسم ما بی شک در هم تنیده‌اند، مثلاً گرچه افسردگی وضعیتی ذهنی و حسی است، لیکن ثابت شده است که بر بهزیستی جسم تأثیر می‌گذارد، پس چرا این چرخه از سمت دیگر کار نمی‌کند و زبان بدن افسردگی را از بین نمی‌برد؟

در پاسخ به ارتباط بین زبان بدن و واکنش‌های شیمیایی در مغز دکتر ماتسومو این‌گونه پاسخ داد: «دلایل متعددی برای ارتباط زبان بدن با واکنش‌های شیمیایی مغز وجود دارد، برای مثال ممکن است رویدادی باعث ایجاد احساسی خاص در فرد شود. آن احساس در وهله اول باعث بروز زبان بدن می‌شود. این واکنش با فرایندهای عصبی فیزیولوژیکی و عصبی شیمیایی ارتباط دارد، بنابراین این حس به وجود می‌آید که زبان بدن به آن فرایندها مرتبط است. این ارتباط غیرکلامی  احتمالاً طی زمان قوی‌تر می‌شوند.»

استفاده مفید و سودمند از ارتباط غیرکلامی و زبان بدن

به یاد داشته باشید که هیچ ارتباط غیرکلامی و زبان بدنی در جهان آنقدر قدرتمند نیست که بتواند شما را فریب داده، به این باور برساند که چیزی هستید که در واقعیت نیستید، برای مثال ژست قدرت نمی‌تواند بر من به اندازه‌ای تأثیر داشته باشد که باور کنم اکنون آماده عمل جراحی هستم. بی‌شک در موقعیتی که در آن واقعاً قدرتی ندارم، همچنان احساس ترس و استرس را تجربه خواهم کرد. در اینجاست که به عقیده دکتر ماتسومو می‌رسیم که می‌گفت ما باید در موقعیت درستی قرار داشته باشیم تا بتوانیم از طریق ارتباط غیرکلامی و زبان بدن بر احساساتمان تأثیر مثبت بگذاریم.

زمانی که از دکتر ماتسومو می‌پرسند که برای پیشگامان مشاغل چه توصیه‌ای در رابطه با زبان بدن دارد‌، می‌گوید: «توصیه من این است که ابتدا سعی کنند صلاحیت کافی را در زمینه‌ شغلی خود به دست بیاورند. آخرین چیزی که باید بخواهند این است که با اعتماد به نفس به نظر برسند. نه اینکه بخواهند از طریق زبان بدن شایسته به نظر برسند. هرگاه کسی دارای صلاحیت واقعی برای مهارت‌های زیاد باشد، اتخاذ حالت خاصی از بدن ممکن است کمک کند تا بیشتر احساس قدرت و اعتماد به نفس کند، اما مخاطبان شما باید باور کنند که در پشت این حالات صلاحیت‌های واقعی وجود دارد.

سؤال آخری که برای ما پیش می‌آید، این است: «آیا ژست قدرت واقعاً کارایی دارد؟» من شخصاً یکی از مدافعان این نظریه هستم. فرقی نمی‌کند که چه اندازه علمی باشد. زبان بدن من را قادر می‌سازد تا به ذهنم این‌گونه تلقین کنم که باور کند من قدرتمندم. البته به نظر برخی همه این مسائل تنها به خاطر برتری «ذهن بر ماده» است. نظر شما چیست؟ لطفاً نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

منبع:

blog.hubspot

درباره‌ی تیم ایران مدیر

همچنین ببینید

موفقیت

9 گام کاربردی برای یافتن رمز موفقیت در زندگی

چگونه می‌توان موفقیت را تعریف کرد؟ روش‌های متعدد بسیاری وجود دارد که به وسیله آن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *