شخصیت مهرطلب چگونه شخصیتی است؟ چرا موضع (موقعیت) دشوار سرزنش کردن خویشتن و خوشنود کردن دیگران مخرب است؟ ایران مدیر در این مقاله درباره عادتهای شخصیت مهرطلب که به شکل شخصیت افراد لطمه میزند و توسعه فردی را دچار خلل میکند میپردازد.
اکنون به گرزارش هایی در این زمینه که در هفتمین روز ماه فوریه 2019 در روزنامه منتشر شده توجه کنید.
ترینا – 53 ساله:
«زمانی که موقعیت جنجالی و یا تعارضی وجود داشته باشد، من احساس وحشتزدگی میکنم، حتی زمانی که اختلافات در سطح جزئی باشند، والدین من با یکدیگر مشاجره میکردند و بر سر من فریاد میزدند. من یاد گرفته بودم که سکوت کنم، اما در زندگی زناشویی، برای من پسندیده نیست که سکوت کنم و اجازه دهم با من بدرفتاری شود.»
جینجر – 38 ساله:
«مشکل من این است که طرفدار صلح هستم. من همیشه اینگونه رفتار میکردم، اما پرداخت بهای سکوت کردن و آرام بودن به این معنا نیست که همیشه به نظر و عقیدهی شما احترام گذاشته میشود. صدای شما هرگز شنیده نمیشود. قطعاً این شرایط به روابط من لطمه وارد کرده است و من را در محل کار خودآزار میدهد. من همیشه میگویم متأسفم.»
این کاملاً درست است که توانایی عذرخواهی و گفتن آن کلمات بهویژه زمانی که شما اشتباهی مرتکب شدهاید و یا در حال اشتباه کردن هستید، نشاندهنده ویژگیهای شخصیتی مطلوب در وجود شماست و بیانگر این است که شما از مقررات عاطفی پیروی میکنید، اما گاهی ا افراد مضطربی هستند که به دلیل میزان اضطراب خود، از اینکه بهطور مؤثر چیزی بگویند، میپرهیزند. این موضوع اغلب بهطور ناخودآگاه در دوران کودکی شکل میگیرد و در دوران بزرگسالی شخصیت مهرطلب از شما میسازد.

دختران معمولاً بیشتر از پسران دیگران شخصیت مهرطلب دارند و عذرخواهی میکنند. بخشی از این اتفاق به این دلیل است که در فرهنگ ما، آزادی بیشتری برای ابراز خشم در پسرها و آقایان نسبت به دخترها و بانوان وجود دارد. همچنین گرایش به بدگمانی یا اینکه زنان کمتر عصبانی میشوند نیز موجود است.
این درست همان موضوعی است که جسیکا سالرون و لوما پیتر هاگن بر رویش مطالعه داشتند. شرکتکنندگان در این پژوهش، تصور کردند که عضوی از هیئت منصفه واقعی هستند، اما در طرح پژوهش، چهار نفر بهعنوان اعضای هیئت منصفه و یک نفر بهعنوان شخصی که باید برگزارکننده باشد، در نظر گرفته شدند.
به برگزارکنندگان نام آقا و خانم گذاشته شد و نظرات خود را بدون هیجان، خشم و یا ترس مطرح کردند. مشخص شد که این برگزارکنندگان نظر هیئت منصفه را تغییر ندادند، بهجز زمانی که یک مرد ابراز خشم کرد و اعتمادبهنفس شرکتکنندگان کاهش یافت، اما زمانی که یک زن خشمگین شد، شرکتکنندگان در جایگاه و حکم اصلی خود اطمینان بیشتری به دست آوردند. توجه داشته باشید که شرکتکنندگان آقا و خانم همگی نظرات مشابه خود را در یک مسیر بیان کردند.
باید این یادآوری شود که در زبان انگلیسی برای بانوانی که خشم خود را ابراز میکنند کلمات خاصی مانند: شخص متزلزل، بدزبان، مثل تبر تیز و فاحشه تحت عنوان جنسیت استفاده میشود، اما دلایل دیگری نیز وجود دارد که دختران شخصیت مهرطلب دارند، درحالیکه پسران این گرایش را ندارند. پسرانی که معمولاً در مشاجرهها سکوت میکنند موردانتقاد قرار میگیرند یا به دلیل اینکه ترسو و بزدل هستند دیگران آنها را مورد تمسخر خود قرار میدهند.
درحالیکه شخصیت مهرطلب و آرام و حامی صلح بودن یک پوشش ایجاد میکند و با این هدف باعث میشود دختران پشت سر پسران پنهان شوند. همانطور که ویلیام پولاک در کتاب خود تحت عنوان «پسران واقعی» در حدود 20 سال قبل توضیح داده است، خشونت جزء معدود احساسات و هیجاناتی است که بینشی مردانه و مختص آقایان را به آن اختصاص میدهند؛ بنابراین جای تعجب نیست که پسرها تمایل دارند در بزرگسالی خود، مردانی خشمگین شوند و دختران به این سمت متمایل میشوند که حامی صلح باشند و اکثر اوقات عذرخواهی کنند. همانطور که دکتر پولاک اشارهکرده است. متأسفانه این فکر به دلیل وجود خشم در اغلب پسران است که آنها ترس یا ضعف خود را ابراز میکنند.
تصاویری (نشانههایی) از خانوادهی اصیل
تاریخچه رفتار عاطفی دختران و شخصیت مهرطلب آنها ریشههایی در رفتار آنها در زمان گذشته دارد که در طول زمان پوشیده و مدفونشده است. اینگونه رفتارها حالت خود محافظتی و دفاعی دارند که در زمان کودکی یاد گرفتهشده و اکنون اتخاذ میشود.
تا زمانی که آن دختر در حال درمان است، این شانس خوب وجود دارد که او رفتارهای آموختهشده خود را مشاهده نمیکند، اما این فقط بخشی از ویژگیهای شخصیتی آن دختر است که همیشه وجود دارد، اما هیچ انسانی نباید همیشه شخصیت مهرطلب داشته باشد.
او فقط برای خوشحال کردن و ایجاد حس مطلوب در دیگران متولد نشده است. زمانی یک دختر این موضوع را متوجه خواهد شد که مسیر سفر او آغاز میشود و این لحظهای است که او خود را پیدا میکند. همانطور که در کتاب خود تحت عنوان «زهر زدایی در دختران» این موضوع را توضیح دادهام.
برخی از دخترانی که توسط مادرانی خشمگین و مبارز پرورشیافتهاند، آموختهاند که در زیرپوشش راداری ایمن قرار دارند. بااینحال سعی میکنند آرام باشند. این داستان جینا است که اکنون 52 سال دارد:
«مادر من اعتقاد داشت که عشق از ابتدا وجود دارد و قبل از اسامی افراد میآید. او باور داشت که تنبیه بدنی و کتک زدن نشانهای از ضعف احساسی شماست. اگر او من و برادرم را تحقیر میکرد و ما گریه میکردیم، تنبیه میشدیم.
ما یاد گرفته بودیم که نباید مادرمان را عصبانی کنیم. برادرم مادرم را عصبانی کرد و من به شخصی پیشبینی کننده برای نیازهای مادرم تبدیل شدم. در حال انجام کارهایی بودم که مادرم از من خشنود باشد، اما او هرگز خوشحال نمیشد. من هنوز در زندگی شخصی خود مشکلدارم و برایم دشوار است که باوجود عصبانی بودن به کسی چیزی نگویم.»
جینا تنها دختری نیست که به این روش پرورشیافته است. همواره دختران زیادی بهدفعات به من میگویند که در نحوه برخوردشان با تعارضات زندگی مشکلدارند و تصور پیشفرض آنها این است که هر کاری انجام دهند تا موقعیت موجود در لحظه را بهطور ثابت نگهدارند. این به این معنا است که این دختران باید افکار و نیازهای خود را نادیده بگیرند و بگویند متأسف هستند و به دلجویی کردن از دیگران بپردازند. درحالیکه شاید اصلاً احساس تأسف نکنند.

دخترانی که به عواطف خود دسترسی ندارند یا در حال جلبتوجه مادرشان هستند، این تلاش به چیز بیارزشی برای مادرانشان تبدیل میشود و حالت آشوبگر بودن در دختران ایجادشده که نشانهای از بروز رفتار ناسازگارانه است. علیرغم وجود تفاوتهای ظاهری، افرادی که قصد خشنود کردن مادران خود را دارند یا با این هدف این کار را انجام میدهند که مادرشان به آنها توجه کند و مراقب آنها باشد.
مادران آنها فقط از رویکردهایی مثبت و منفی استفاده میکنند. دلایل آنها برای خوشحال کردن چیزی متفاوت از آن دخترانی است که مادرانی کنترلکننده، مبارز یا خشمگین دارند. این دختران تمایل دارند که کنترل رادار مادران خود را به دست آورند. بهویژه در بزرگسالی نیاز دارند که آرام باشند و این میتواند مخصوصاً در روابط بین فردی آنها آشوب عاطفی زیادی ایجاد نماید.
پاتی 56 ساله:
«من کسی هستم که هیچگاه نه نمیگویم و در 50 درصد مواقع در روابط خود به پایان راه میرسم و باید به آنها خاتمه دهم. مشکل اینجاست که باوجود اینکه به دیگران کمک میکنم و بیشتر هم تمایل به انجام این کار دارم، اما اکثر اوقات احساس میکنم برای دیگران فاقد ارزش هستم و از من سوءاستفاده میشود. بیشتر روابط من خاتمه مییابد و تنها به این دلیل است که از حمل کردن این بار مسؤولیت خسته شدهام.
همچنین درمانگر من این نکته را بیان کرد که این نوع رفتار ناشی از طرز تفکر قدیمی من است که دائم سعی داشتم مادرم را خشنود سازم تا از من راضی باشد و همواره من را مورد تأیید خود قرار دهد. من همیشه در دوران کودکی خود احساس میکنم نامرئی هستم و این برای یک کودک خیلی دشوار است؛ زیرا همیشه احساس میکردم باید خود را به دیگران ثابت کنم.»
دخترانی که مادرانشان صفاتی از خودشیفتگی را در خود نشان میدهند، یاد گرفتهاند که بهمنظور به دست آوردن منافعی برای جلبتوجه مادرانشان یا تأیید و پذیرش از سوی آنها، باید قوانین مادران را به هر نحوی که هست بپذیرند و خود را همواره با آنها مرتبط سازند.
این مادران همانطور که دکتر کریگ مالکین در کتاب خود گفته است، بهصورت خودشیفته به رفتار فرزندان خود در دوران کودکیشان پاسخ دادهاند؛ مانند اسطورهی یونان باستان نارسیس که پریان همواره عاشق او بودند و همواره او میتوانست کلماتی که صرفاً دیگران میگویند را تکرار کند.
به این معنا که این دختر هیچ درک صحیحی از نیازهای خود ندارد و نمیداند که در واقعیت به دنبال چیست. همچنین ندای درونی خود را نمیشنود. باوجود اینکه به نظر میرسد او شخصی است که به دنبال خوشنود کردن دیگران و عذرخواهی است.
هدف اصلی او این است که بدون جلبتوجه در خارج از کانون نگاه دیگران باشد و بهنوعی بیرون از مرکز دید همگان باشد، مگر زمانی که او شروع به درک معنا و ویژگیهای وجودی خود نماید. دکتر مالکین اشاره میکند که این روش یک ویژگی است و نمیتون آن را بهعنوان یک تشخیص در نظر گرفت. او به سمت افرادی جلب میشود که بهمنظور اعتبارسنجی ویژگیهای درونیشان به حضور افراد نیاز دارند.
در تمامی این الگوها و روشهای مطرحشده، رشتههای مشترکی وجد دارند که دختران زندگی خود را برمبنای آنها در خانوادههای اصیل خود شکل میدهند و این روشها تفاوت قابل ملاحظهایی با یکدیگر دارند. در مورد روابط دختران بزرگسال با شخصیت مهرطلب چه اتفاقی میافتد؟
این یک موقعیت پیشفرض قدیمی است که بهعنوان راهی برای مقابله در دوران کودکی و رفتارهای ناسازگارانه با پیامدهای حقیقی، به دوران بزرگسالی برده میشوند. مشکل اینجاست که تغییر آنها تا زمانی که بهطور آگاهانه همراه با منبع خود به نحو مطلوبی تشخیص داده شوند، دشوار است.
رایجترین نشانه های شخصیت مهرطلب
1 سرزنش خود بهعنوان شخص مقصر

این را از کودکی آموخته است که گناه و اشتباهات همهی افراد ازجمله، مادرش را بپذیرد و از کلمهی من متأسفم استفاده کند، حتی اگر واقعاً بهدنبال این کلمه نبوده است و اصلاً به آن حتی کوچکترین نیازی هم ندارد. علاوه بر این، یک شانس خوب وجود دارد که او هنگامیکه برای آرام کردن طرف مقابلش (دوست خود، کسی که عاشقش است یا همسر خود) عذرخواهی میکند، از میزان این بیعدالتی عصبانی شود.
دخترانی با سبک نگران و پریشان همیشه بهمنظور بروز خیانت و تعارض در حالت آمادهباش هستند؛ به این معنی که آنها ازنظر عاطفی در سطح ناپایداری هستند. همچنین اجتناب از تعارض اغلب خود باعث بروز مشکلات ناسازگاری و کشمکش ناراحتکننده است.
هرگز تفاوت بین پذیرش مسئولیت فعالیتهای خود و اینکه همیشه در روابط، خود را با روشهای گوناگون سرزنش میکنید، درک نخواهد کرد. این درست زمانی اتفاق میافتد که او رفتار اکنونش را با تجربیات گذشتهاش ربط میدهد و هر دو را با یکدیگر مقایسه میکند تا متوجه شود چه چیزی او را هدایت میکند و اینکه چقدر برای شروع تغییر آماده است.
2 شخصیت مهرطلب اجتناب از هرگونه گفتوگویی که به نظر میرسد مشاجره گونه است

برای دختر یک مادر کنترلکننده، اولین نشانههایی از عدمتأیید بهطور ناخودآگاه از زمان تولد وجود داشته است. شاید این چیز خوبی به نظر برسد به این معنی که دقایق موردنیاز برای صحبت کردن ضروری هستند، اما این شرایط برای روند رشد چیز مطلوبی نیست؛ زیرا رشد بههنجار، مستلزم آن است که هر دو طرف در رابطه باید این حق طبیعی را داشته باشند که هر زمان که خواستند مخالفت کنند.
بار دیگر ممکن است دختر طوری رفتار کند که طرف مقابل از نحوه رفتارش ناامید شده و منجر به اعتراض شود و همین امر موجب اجتناب دختر میشود، مگر اینکه رفتارش تشدید شود.
3 شخصیت مهرطلب قادر به بیان خواسته خود نیست
یک حقیقت غمانگیز وجود دارد که تعداد زیادی از این دختران در واقعیت نمیدانند که به چه چیزی نیاز دارند و چه میخواهند. همچنین آنها فرآیند به خود اطمینان داشتن و گوش دادن به ندای درونی خود را از سالها قبل کنار گذاشتهاند و تعداد زیادی از آنها هنوز خود را بهاندازه کافی نمیشناسند یا تعدادی هم خود را بهاندازه کافی خوب و کامل میدانند که میتوانند نیازها و خواستههای خود را درک کنند. البته، شما نمیتوانید به افکار خود که در عمق وجودتان مدفونشده، از دسترس خارج است و در ناخودآگاهتان قرار دارد گوش فرا دهید.
دختران دیگر نیز بیشازحد از اینکه چیزی بگویند و صحبت کنند میترسند؛ آنها به اجتناب کردن آگاهانه یا ناخودآگاه متعهد شده و به آن باور دارند و بر اساس شخصیت مهرطلب به نفع شریک زندگی خود فعالیت میکنند. البته این چیزی است که از دوران کودکی آزادشده است، یک دختر همواره شرایط عاطفی خانواده خود را در بزرگسالی از طریق رفتارهای آموختهشده در زمان گذشته بازسازی میکند.
آنها اغلب بدون دلیل ناراضی هستند و همین موضوع باعث شده است که به دنبال معالجه درمانی باشند. جای تعجب نیست که بسیاری از دختران که خوشایند دیگران نیستند، متوجه این واقعیت شوند که درواقع، یا باکسی در رابطه هستند یا باکسی ازدواجکردهاند که دقیقاً مانند مادران خودشان به او کینه میورزند رفتارشان اینگونه است.
4 شخصیت مهرطلب به درک خود اعتماد ندارد
چنین فردی واقعاً «حساس» یا «بیشازحد نمایشی» رفتار میکند. این انتقادات ناشی از صدای قدرتمندی هستند که درباره شما چیزی به خودتان میگوید. «همانطور که قبلاً نوشتهام، مادرم همیشه سعی در قانع کردن من دارد و تا زمانی که من 7 ساله بودم، به این موضوع باور داشتهام که یکی از ما باید دیوانه باشد، حتی اگر او مشتعل کننده نبود.»
نداشتن اعتبار نزد مادرش، همواره با این فرض همراه بوده است که او خودش مسئول اینگونه رفتار کردن مادرش با اوست و در این صورت کافی خواهد بود اگر یک حس عمیق از خود ایجاد کند. این جریان دوگانه، سرزنش کردن و تردید داشتن میتواند به پایه انتقاد از خود و عدماطمینان به خویشتن تبدیل شود. عادت سرزنش کردن اشتباهات خود در ویژگیهای شخصیتی شخصیت مهرطلب به اثبات رسیده است. تحقیقات نشان میدهند که انتقاد از خود در دوران بزرگسالی همراه با نشانههایی از افسردگی است.
اگر درباره احساسات و افکار خود مردد هستید و به آنها شک دارید، خطر واقعی زمانی آشکار میشود که در رابطهای قرار بگیرید و طرف مقابل را هم واقعاً دوست بدارید. شما بههیچعنوان توانایی این را ندارید که متوجه شوید واقعاً چه چیزی دارید. الزامات حضور در یک رابطه و زوج بودن باوجود اینکه طرف مقابل ویژگیهایی از صفات شخصیت خودشیفته داشته باشد، مورد تهدید قرار میگیرد. این موضوع درعینحال که ناراحتکننده است، در برخی اوقات حقیقت دارد.
5 گیج شدن (اشتباه عمل کردن) در کنترل قدرتمندانه
این موضوع ادامهی پیگیری نقاطی است که در طول این مسیر هستند. یکراه جدید دیگر پیچیدهتر از آنهای دیگر نیست. به این لحظه فکر کنید: زمانی که شما بهطور معناداری از درون و وجود خود بریدهاید و به نحوهی ادراک خود اعتمادی ندارید، دنیای روابط شما محیطی خطرناک به نظر میرسد؛ مانند این است که شما درون قایقی سوراخ نشستهاید و مسیر خود را طی میکنید.
در این شرایط بهراحتی میتوان صفات شخصی که خودشیفته است را باحالتهایی از افزایش اعتماد بهنام اشتباه بگیریم. اشتباه در نظر گرفتن این فعالیتها و واژهها بهعنوان افرادی که تمایل شدید به کنترل کردن دیگران دارند و شخصیتی مستقل و قدرتمند دارند، آسان است. البته رفتاری که دختر در پاسخ و واکنش خود به تجربیات دوران کودکی اتخاذ کرد، آرام و خوشایند بود. واکنش او اینچنین بود که از روبهرو شدن با همراهان اجتناب کند و همچنین واکنش خود را مهار کند. این موضوع جلبتوجه دیگران را به او افزایش داد، اما در حقیقت از ابتدا او توجهش به دیگران بود.
سخن آخر
در این مقاله با مواردی که در دوران کودکی بهعنوان آسیب شناخت میشود آشنا شدیم. همچنین 5 مورد از کاستیهایی که هر فرد باید به آنها توجه کند را برشمردیم. آیا شما در دوران کودکی با چنین واردی برخورد داشتهاید؟ لطفاً تجربههای خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.
منبع:
ایران، مدیر خوب میخواهد

سلام
مطلب مهم بود اما ترجمه گنگ و مبهم بود