صفحه اصلی / استراتژی / محیط کسب و کار: تشخیص انواع محیط‌های کسب وکار برای طراحی یک سازمان چابک و باز
محیط کسب و کار

محیط کسب و کار: تشخیص انواع محیط‌های کسب وکار برای طراحی یک سازمان چابک و باز

محیط کسب و کار شامل هر چیز خارج از حدود مرزی سازمان است. وقتی به محیط یک شرکت می‌اندیشید باید به این فکر کنید که چه عواملی می‌تواند بر روش عملکرد سازمان تأثیر بگذارد. این عوامل می‌توانند شامل: مشتریان، رقبا، تأمین‌کنندگان، بازارهای مالی و نظام سیاسی باشند. اگر واحد تحلیل شما یک بخش یا اداره از سازمان است، سایر بخش های سازمان می توانند محیط آن قلمداد شوند.

به‌طور خلاصه محیط، اساسی‌ترین بخش یک سازمان است و شرکت باید در طراحی خود اصلاحاتی انجام دهد تا با محیط کسب و کار متناسب گردد. تئوری سیستم‌های باز به‌عنوان یک تئوری سازمانی معتقد است که سازمان‌ها یک ساختار بوروکراتیک بسته نیستند که از محیط پیرامونشان مجزا باشند. آن‌ها ماهیت‌هایی کاملاً پیچیده‌اند که در عملیاتشان با موارد عدم اطمینان زیادی روبرو بوده و پیوسته در تعامل با محیط کسب و کار پیرامونشان هستند.

محیط و متعاقب آن ساختار، محدودیت‌ها و فرصت‌هایی برای استراتژی یک شرکت فراهم می‌کند. به‌عنوان‌مثال افزایش میزان عدم اطمینان از محیط به افزایش تنوع سازمان منجر می‌شود. در واقع افزایش میزان عدم اطمینان در محیط، نیاز به افزایش تغییر و تمایز در ساختار سازمانی را به همراه دارد تا سازمان کاراتر شود. سپس برای این‌که گروه‌های مختلف به‌طور هماهنگ عمل کنند، یکپارچگی بین آن‌ها ضروری است. ابزارهای یکپارچگی به‌طور مشخص شامل: قوانین و فرایندها، طرح‌های ترکیبی، سلسله‌مراتب اختیارات و نیز کمیته‌های تصمیم‌گیری است.

در حالت کلی محیط سازمان برای یک شرکت معمولاً بازار رقابتی است. برای یک بخش یا واحد کسب‌وکار، محیط شامل مدیریت در سطح بالا و سایر واحدهای شرکت است که بر کار سایر بخش‌ها تأثیر می‌گذارند. برای یک تیم، محیط دربرگیرنده بخش، سایر واحدهای سازمانی که تیم در آن فعالیت می‌کند و احتمالاً سایر تیم‌هایی است که بر میزان حجم کار گروهی تیم و موفقیت آن در انجام وظایف تأثیر می‌گذارند.

مشخص کردن محیط یک سازمان در قالب «میزان پیچیدگی» و «میزان عدم اطمینان»، مهم و حیاتی است، زیرا افزایش میزان پیچیدگی محیط و میزان عدم اطمینان آن، خود باعث افزایش تقاضا برای پردازش اطلاعات در سازمان می‌شود. اگر درجات زیادتری از پیچیدگی وجود داشته باشد، باید عوامل بیشتری مورد کنترل و توجه قرار گیرد و تأثیر این تغییرات باید تخمین زده شود. اگر مقادیر بیشتری از عدم اطمینان وجود داشته باشد، میزان بیشتری از طرح‌ها باید ایجادشده و حد بالایی از انعطاف‌پذیری ضروری است. بنابراین برای تشریح محیط یک سازمان از دو بُعد استفاده می‌کنیم:

  1. میزان پیچیدگی
  2. میزان غیرقابل‌پیش‌بینی بودن

میزان پیچیدگی به‌وسیله اندازه‌گیری تعداد عواملی که در محیط یک سازمان وجود دارد و تأثیرات متقابل آن‌ها بر هم سنجیده می‌شود. پیچیدگی محیطی هم‌زمان با افزایش تعداد عوامل و یا تأثیرات متقابل آن‌ها بر هم بیشتر می‌شود. هرقدر میزان پیچیدگی محیطی زیادتر شود، میزان اطلاعاتی که باید پردازش شود افزایش‌یافته و اهداف مهم‌تری برای سازمان مطرح می‌شود.

در واقع پیچیدگی اشاره به تعداد نیروهای قدرتمندی دارد که بر یک سازمان تأثیر می‌گذارند. اگر یک شرکت فقط یک یا دو رقیب عمده داشته باشد، میزان پیچیدگی‌اش پایین است. حال‌آنکه اگر یک شرکت پیوسته مجبور به انطباق خود با شرایط زیادی باشد (رقبا، قیمت‌ها، محصولات جدید، سرمایه‌گذاری‌های مشترک) با پیچیدگی بالایی روبه‌رو است.

غیرقابل‌پیش‌بینی بودن، فقدان ادراک یا نادیده گرفتن محیط کسب و کار در قالب ماهیت عوامل و میزان تغییر آن‌هاست. تغییر بیشتر به معنی میزان پیش‌گویی کم‌تر است. غیرقابل‌پیش‌بینی بودن بیشتر، به توانمندی‌های بیشتری برای پیش‌بینی یا اصلاح تغییرات محیطی نیاز دارد. غیرقابل‌پیش‌بینی بودن، درجه‌ای از عدم قطعیت به نیروهایی است که بر یک شرکت تأثیر می‌گذارند. هرقدر میزان غیرقابل‌پیش‌بینی بودن محیطی زیادتر باشد، میزان پیش‌بینی‌های دقیق کم‌تر شده و مدیریت با عدم اطمینان بیشتری در مورد آینده روبرو است.

یک سازمان یا باید به منعکس کردن آنچه اتفاق می‌افتد بپردازد و یا به‌طور سریع خود را با محیط منطبق کند. اولی را پیش‌بینی و دومی را بازخورد می‌گویند. سازمان‌های بسیاری از ترکیب هر دو استفاده می‌کنند.

ایران مدیر با به‌کارگیری ابعاد پیچیدگی و غیرقابل‌پیش‌بینی بودن محیط، چهار نوع محیط کسب و کار را مطابق شکل زیر پیشنهاد می‌کند:

محیط کسب و کار و ماتریس آن

۱٫ محیط کسب و کار آرام

اگر شرکت در یک محیط آرام قرار داشته باشد، پس میزان پیچیدگی آن پایین بوده و قابل پیش‌بینی است. شرکت در این حالت عوامل کمی را برای مدنظر قرار دادن پیش رو دارد و همگی آن‌ها قابل پیش‌بینی‌اند. این محیط، محیطی ساده با اخبار غافلگیرکننده اندک است. اغلب سازمان‌های عمومی گمان می‌کنند که در یک محیط آرام قرار دارند. شرکت‌های عام‌المنفعه که هنوز تحت نظارت دولت‌اند نیز تصور می‌کنند که در یک محیط آرام قرار دارند. در اثر خصوصی‌سازی صنایع، تعداد شرکت‌هایی که در محیط‌های آرام قرار دارند، کم‌تر و کم‌تر می‌شود.

اگر مدیریت یک محیط سازمانی آرام را بر عهده‌ دارید، نیازی به ارزیابی بلندمدت محیط سازمانتان ندارید. هم‌چنین به پیش‌بینی آنچه به وقوع پیوسته و یا اصلاح و تعدیل موارد غافلگیرکننده نیز نیازی نخواهید داشت. در این محیط امروز و فردا یکی است. موارد شگفت‌انگیز اندک‌اند؛ بنابراین می‌توانید بر سایر اهداف طراحی سازمانی متمرکز شوید و امور درونی بیشتری را معین کنید.

۲٫ محیط کسب و کار متغیر

اگر یک شرکت در یک محیط متغیر و متنوع قرار داشته باشد، میزان پیچیدگی محیط زیاد است ولی محیط، قابل پیش‌بینی است. در این حالت عواملی وجود دارند که بر هم تأثیر متقابل می‌گذارند ولی مشخص و قابل پیش‌بینی‌اند.

اگر یک شرکت محصولات گوناگونی داشته باشد و آن‌ها را در بازارهایی بفروشد که قابل پیش‌بینی‌اند، می‌توانیم بگوییم که آن شرکت یک محیط متغیر دارد. پس‌ازآن، اهداف و نتایج مالی و سیاسی می‌تواند به تعداد فاکتورهای موجود در محیط اضافه شود. اگر بازارها، فاکتورهای سیاسی و مالی، همگی وابستگی متقابل داشته باشند، آن‌چنان‌که بر بسیاری از تأمین‌کنندگان دولتی حاکم است، محیط متنوع است.

در یک چنین سازمان متنوعی، عوامل متعددی برای یک سازمان وجود دارد که باید در نظر گرفته شود ولی اغلب آنچه در آینده به وقوع خواهد پیوست، قابل پیش‌بینی است. پیش‌بینی بازار و تحلیل روندهای سیاسی، تکنیک‌هایی هستند که پیوسته به پیش‌گویی محیط در آینده می‌پردازد. تمرکز مدیریت در یک محیط کسب و کار متنوع بر طراحی و هماهنگی به‌گونه‌ای است که به سازمان اجازه می‌دهد تا در زمان مواجهه با عواملی که به هم وابسته‌اند، اقدامات لازم را انجام دهد.

۳٫ محیط کسب و کار متلاطم

اگر یک شرکت در یک محیط متلاطم قرار داشته باشد، محیط پیچیدگی اندکی دارد ولی غیرقابل‌پیش‌بینی است. در اینجا عوامل مستقل و معمولاً اندکی وجود دارند ولی قابل پیش‌بینی نیستند.

محیط کسب و کار متلاطم مانند پیش‌بینی بارندگی با احتمال ۰٫۵ برای یک کشاورز است. میزان بارندگی می‌تواند در میان عوامل اندکی قرار گیرد که میزان رشد یک محصول را تعیین می‌کند؛ ولی امکان قابل پیش‌بینی بودن بارندگی به‌شدت پایین است. شرکت‌هایی که به‌تازگی راه‌اندازی شده و وابسته به حق امتیاز، ثبت اختراع و یا نتایج حاصل از یک آزمایش بالینی‌اند ازجمله محیط‌های متلاطم هستند.

مدیران در چنین محیط‌هایی باید به میزان غیرقابل‌پیش‌بینی بودن عواملی که بر شرکتشان تأثیر می‌گذارد بیندیشند. در یک محیط قابل پیش‌بینی، شرکت برای طراحی آینده، زمان کافی دارد. ولی در یک موقعیت غیرقابل‌پیش‌بینی، حجم اطلاعات موردنیاز برای انجام امور، بسیار بیشتر از مواقعی است که فاکتورهای غیرقابل‌پیش‌بینی در محیط، به‌طور ناگهانی و موردی ظاهر می‌شوند.

در یک محیط کسب و کار متلاطم، تنها مزیت ممکن این است که باید عوامل اندکی را کنترل کرد که نسبتاً مستقل‌اند؛ بنابراین باید تغییرات یکی‌یکی اعمال شوند. این مشکل بسیار ساده‌تر از زمانی است که محیط کاملاً آشفته است.

۴٫ محیط کسب و کار آشفته

اگر شرکت در یک محیط کاملاً آشفته قرار داشته باشد، میزان پیچیدگی محیط بالا بوده و غیرقابل‌پیش‌بینی است. عوامل متعددی وجود دارند که لازم و ملزوم یکدیگرند و درعین‌حال غیرقابل‌پیش‌بینی هستند.

این محیط شبیه وضعیتی است که یک کشاورز نه‌تنها نمی‌تواند بارندگی را پیش‌بینی کند بلکه قیمت بازار برای محصول را هم نمی‌داند و این در حالی است که ممکن است قیمت محصول و باران وابستگی داخلی داشته باشند و هردو به‌سختی قابل پیش‌بینی باشند.

چنین محیطی به شرکتی نیاز دارد که ظرفیت پردازش اطلاعات سریع و کلان را داشته باشد و بتواند به‌سرعت یکی از گزینه‌های ممکن بری تصمیم‌گیری را انتخاب کند؛ بنابراین اصلاحات باید باهم و سریع انجام گیرد.

امروزه خطوط هوایی جهان با یک محیط کسب و کار آشفته روبرو است. آن‌ها از یک وضعیت آرام که تحت نظارت دولت بوده بیرون آمدند و اکنون با عوامل متعددی روبرو هستند که باید در نظر گرفته شوند: بهای بلیط در مقایسه با سایر رقبای جهانی، ظهور و پدیدار شدن رقبایی که برای پروازهایشان قیمت پایین و مناسب دارند، بهای جهانی سوخت جت، شرایط ایمنی ازنظر جهانی و نیز جایگزین خارج از حوزه هوایی نظیر ویدئوکنفرانس‌ها.

سخن آخر

در این مقاله به چارچوبی برای تشخیص محیط کسب و کار پرداخته و براساس دو عامل «پیچیدگی» و «غیرقابل‌پیش‌بینی بودن» توانستیم چهار نوع محیط آرام، متغیر، متلاطم و آشفته را تشخیص دهیم و الزامات مدیریت در هرکدام از محیط‌ها را بررسی کردیم. با استفاده از این چارچوب می‌توانید نوع محیطی را که در آن فعالیت می‌کنید تشخیص داده و استراتژی‌های لازم و متناسب با آن محیط را به کار ببرید.

کسب‌وکار شما در چه محیطی مشغول به کار است؟ آیا میزان پیچیدگی و قابل پیش‌بینی بودن آن را ارزیابی کرده‌اید؟ چه روش‌های دیگری برای تشخیص و تحلیل محیط کسب و کار می‌شناسید؟ لطفاً تجربیات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

منبع:

Amazon

درباره‌ی نویسنده: مهدی فرزین

نویسنده: مهدی فرزین
من مهدی فرزین هستم. دکتری تخصصی مدیریت بازرگانی و کارشناسی ارشد مدیریت MBA دارم. بیش از ده سال است که در زمینه آموزش، پژوهش و مشاوره بازاریابی مشغول به کار هستم و یک‌سال است که به عنوان نویسنده با ایران مدیر همکاری می‌کنم.

همچنین ببینید

سیستم های اطلاعاتی

سیستم های اطلاعاتی: ۴ سیستم اطلاعات مدیریت که بیشترین کاربرد را در سازمان‌ها دارند

سیستم های اطلاعاتی اجزای حیاتی و ضروری زیرساخت سازمان است. سیستم‌های اطلاعاتی روش‌هایی برای فراهم …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *