صفحه اصلی / استراتژی / تحول دیجیتال: آینده از آن کسب‌وکارهایی است که دیجیتالی شده‌اند!
تحول دیجیتال

تحول دیجیتال: آینده از آن کسب‌وکارهایی است که دیجیتالی شده‌اند!

تحول دیجیتال سرآغاز فصل نوینی در تجارت و کسب‌وکار است. تحولات تکنولوژیکی دهه ۹۰ میلادی زمینه‌ساز ظهور و شکل‌گیری انقلاب دیجیتال در قرن ۲۱ شد. انقلاب دیجیتال که مراحل اولیه رشد خود را سپری می‌کند، کلیه قوانین، تعاملات و مناسبات زندگی اجتماعی و کاری را دگرگون کرده است. امروزه رفتار، عادت‌ها و ترجیحات انسان‌ها به‌عنوان مشتریان عصر دیجیتال با همتایان خود قبل از عصر دیجیتال، تفاوت شگرفی دارد.

در زندگی امروز، از خدمات و محصولات کسب‌وکارهای جدیدی استفاده می‌کنیم که قدمت آن‌ها بیش از یک یا دو دهه نیست، ولی چنان با زندگی ما آمیخته‌شده‌اند که تقریباً حذفشان از زندگی روزمره غیرممکن است. جالب اینجاست که این کسب‌وکارهای جدید سهم بازار درخور توجهی در وسعت جهانی به دست آورده‌اند و متناظر با این کسب‌وکارها، سازمان‌هایی که قبلاً رهبر بازار خود بوده‌اند، امروزه وجود خارجی ندارند.

تحول دیجیتال مشخصاً بر روی پنج حوزه کلیدی در کسب‌وکار مؤثر بوده است و ایران مدیر در این مقاله به دنبال بررسی این پنج حوزه کلیدی است.

تحول دیجیتال و 5 حوزه کلیدی

۱- مشتریان در تحول دیجیتال

اولین جزوه تحول دیجیتال، مشتریان‌اند. در نظریه سنتی، مشتریان به‌عنوان مجموع بازیگرانی دیده می‌شوند که در بازار خریدوفروش می‌کنند. مدل غالب بازارهای انبوه بر دست‌یابی به کارایی مقیاس از طریق تولید انبوه (یک محصول را تولید می‌کنند و تا جای ممکن به تعداد بسیاری از مشتریان می‌فروشند) و استراتژی ارتباط‌جمعی (از یک پیام و رسانه غالب برای رساندن پیام و متقاعد کردن حتی‌الامکان تعداد بسیاری از مشتریان در آنِ واجد استفاده می‌کند) تمرکز دارد.

در عصر دیجیتال، به سمت دنیایی حرکت می‌کنیم که نه توسط بازارهای انبوه که به‌واسطه شبکه‌های مشتریان به بهترین گونه توصیف‌شده است. در این پارادایم مشتریان به‌طور پویا به یکدیگر متصل هستند و از طریق روش‌هایی با یکدیگر در تعامل می‌باشند که روابط آن‌ها را با کسب‌وکارها و با یکدیگر تغییر می‌دهند.

امروزه، مشتریان مدام با یکدیگر در ارتباط هستند و بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و شهرت و اعتبار کسب‌وکار و برندهای تجاری را شکل می‌دهند. استفاده آن‌ها از ابزارهای دیجیتال چگونگی یافتن، ارزیابی، خرید و استفاده از محصولات و چگونگی به اشتراک‌گذاری، تعامل و در ارتباط بودن با برندها را تغییر می‌دهد.

این امر کسب‌وکارها را وادار می‌کند تا در قیف بازاریابی سنتی خود تجدیدنظر کرده و مسیر خرید مشتریان خود را بازنگری کنند. در مدل قیف جدید لازم است مواردی نظیر استفاده از شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جستجو، گوشی‌های هوشمند یا لپ‌تاپ‌ها، درخواست خدمات مشتریان در چت آنلاین که ممکن است تا قبل از این مدنظر نبوده باشد، دوباره بررسی شود.

به‌جای اینکه مشتریان فقط به‌عنوان اهداف و مقاصدی برای فروش دیده شوند، لازم است کسب‌وکارها توجه داشته باشند که یک مشتری پویا در عصر دیجیتال (که در رسانه‌های اجتماعی حضور فعال دارد)، می‌تواند بهترین گروه کانونی، مسئول تجاری‌سازی برند شرکت یا شریک نوآوری در محصول باشد که آن‌ها تاکنون داشته‌اند.

۲- رقابت در تحول دیجیتال

دومین حوزه تحول دیجیتال، رقابت است: چگونه کسب‌وکارها با سایر شرکت‌ها رقابت و همکاری می‌کنند؟ به‌طور سنتی، رقابت و همکاری به‌عنوان دو قطب مخالف دیده می‌شدند؛ کسب‌وکارها با کسب‌وکارهای رقیب که بسیار شبیه خودشان به نظر می‌رسیدند رقابت می‌کردند و آن‌ها با شرکای زنجیره تأمین که کالاهایشان را توزیع می‌کردند یا ورودی‌های موردنیاز برای تولید را تأمین می‌کردند، همکاری داشتند.

امروز به سمت دنیای مرزهای صنایع سیال و قابل‌تغییر حرکت می‌کنیم، جایی که بزرگ‌ترین حریفان ما، ممکن است رقبای نامتقارن باشند مانند شرکت‌های خارج از حوزه صنعتمان که ابداً شبیه ما به نظر نمی‌آیند، اما ارزش رقابتی را به مشتریانمان پیشنهاد می‌دهند. واسطه دیجیتال، مشارکت‌ها و زنجیره‌های تأمین را متحول می‌سازد. شریک تجاری قدیمی ما ممکن است به بزرگ‌ترین رقیبمان تبدیل شود؛ اگر آن شریک به‌طور مستقیم به مشتریان ما خدمات ارائه دهد.

درعین‌حال ممکن است به دلیل مدل‌های تجاری وابسته یا چالش‌های متقابلی که از خارج از صنعت کسب‌وکار ما به وجود می‌آیند، لازم باشد با رقیب مستقیم خود همکاری کنیم. مهم‌تر از همه فناوری‌های دیجیتال، قدرت مدل‌های تجاری پلتفرم را زیاد می‌کنند که به یک کسب‌وکار امکان می‌دهد تا با تسهیل تعاملات بین سایر کسب‌وکارها یا مشتریان، ارزش عظیمی را ایجاد و سود کسب کنند.

نتیجه نهایی این تغییرات، تغییر عمده در کانون رقابت است. به‌جای یک رقابت صفر و یک بین رقبای همسان، رقابت به‌طور فزاینده تبدیل به یک مسابقه برای نفوذ و تأثیرگذاری بر شرکت‌هایی با صنایع و مدل کسب‌وکار متفاوت شده است که هریک از این کسب‌وکارها به دنبال به دست آوردن مزیت بیشتر برای خدمت‌رسانی به مصرف‌کننده نهایی هستند.

۳- داده‌ها در تحول دیجیتال

حوزه بعدی تحول دیجیتال، داده‌ها است: چگونه کسب‌وکارها اطلاعات را تولید، مدیریت و از آن‌ها استفاده می‌کنند؟ در روش سنتی، داده‌ها از طریق اندازه‌گیری شاخص‌های برنامه‌ریزی‌شده (از نظرسنجی مشتریان تا موجودی‌ها) تولید می‌شدند که این اندازه‌گیری‌ها در فرایندهای داخلی کسب‌وکار شامل تولید، عملیات، فروش و بازاریابی انجام می‌شدند. داده‌های به‌دست‌آمده بیشتر برای ارزیابی، پیش‌بینی و تصمیم‌گیری استفاده می‌شدند.

در مقابل امروز ما با سیل داده‌ها مواجهیم. بیشتر داده‌هایی که در دسترس کسب‌وکارها قرار دارند، از طریق هیچ‌گونه برنامه‌ریزی سیستماتیکی مانند تحقیق بازاریابی ایجاد نشده‌اند؛ در عوض داده‌ها در مقادیر بی‌سابقه‌ای از هر مکالمه، تعامل یا فرایند در داخل یا خارج از این کسب‌وکارها تولید می‌شوند.

با استفاده از رسانه های اجتماعی، تلفن‌های همراه و حسگرهای موجود در تمامی اشیای موجود در زنجیره تأمین شرکت، اکنون کسب‌وکارها به رودخانه‌ای از داده‌های بدون ساختار دسترسی دارند که بدون برنامه‌ریزی تولیدشده‌اند و می‌توانند طور فزاینده‌ای با ابزارهای تحلیلی جدید استفاده شوند.

این ابزارهای «داده‌های بزرگ» به شرکت‌ها اجازه می‌دهند تا انواع جدیدی از پیش‌بینی‌ها را انجام دهند؛ الگوهای غیرمنتظره را در فعالیت تجاری کشف کنند و منابع پیشنهاد ارزش جدید را رونمایی کنند. داده‌ها به‌جای محدود شدن به حوزه واحدهای اطلاعاتی خاص در کسب‌وکارها، نیروی حیات‌بخش هر قسمت بوده و یک دارایی استراتژیک هستند که طی زمان توسعه می‌یابند و استفاده می‌شوند. داده‌ها بخش حیاتی هر کسب‌وکار هستند و چگونگی فعالیت در بازار، ایجاد تمایز و خلق ارزش را تعیین می‌کنند.

۴- نوآوری در تحول دیجیتال

چهارمین حوزه تحول دیجیتال، نوآوری است: فرایندی که ایده‌های جدید توسط آن توسعه‌یافته، آزمایش‌شده و توسط کسب‌وکارها به بازار عرضه می‌شوند. به‌طور سنتی نوآوری با تمرکز بر محصول نهایی مدیریت می‌شد. ازآنجاکه آزمودن محصول در بازار دشوار و پرهزینه بود، بیشتر تصمیم‌های مربوط به نوآوری‌های جدید بر اساس تحلیل و درک مستقیم مدیران بودند. هزینه شکست و خرابی زیاد بود، درنتیجه اجتناب از شکست از هر چیز دیگری مهم‌تر بود.

استارتاپ‌های امروزی به ما نشان داده‌اند که فناوری‌های دیجیتال می‌توانند رویکرد بسیار متفاوتی را برای نوآوری ایجاد کنند که بر پایه یادگیری مداوم از طریق آزمایش سریع است. ازآنجاکه فناوری‌های دیجیتال، آزمودن ایده‌ها را آسان‌تر و سریع‌تر از همیشه کرده‌اند، می‌توانیم بازخورد بازار را از ابتدای فرایند نوآوری تا انتهای این روند و عرضه محصول به بازار و حتی پس‌ازآن به دست آوریم.

این روش جدید برای نوآوری بر آزمایش‌های دقیق و بر حداقل نمونه‌های آزمایشی قابل‌قبول تمرکز دارد و یادگیری را به حداکثر رسانده درحالی‌که هزینه را به حداقل می‌رساند. فرضیات بارها آزمایش می‌شوند و تصمیم‌های طراحی بر اساس اعتبارسنجی از مشتریان واقعی گرفته می‌شوند. در این رویکرد محصولات بارها از طریق فرایندی که موجب صرفه‌جویی در زمان، کاهش هزینه‌های شکست و خرابی و بهبود یادگیری سازمانی می‌شود، توسعه داده می‌شوند.

۵- ارزش پیشنهادی در تحول دیجیتال

آخرین حوزه تحول دیجیتال، ارزشی است که کسب‌وکارها به مشتریان خود می‌دهند: ارزش پیشنهادی.

ازلحاظ سنتی ارزش پیشنهادی یک شرکت درگذر زمان نسبتاً ثابت به نظر می‌رسد. ممکن است محصولات به‌روزرسانی شوند، کمپین‌های بازاریابی تجدید شوند یا عملیات بهبود یابند اما ارزش اصلی که کسب‌وکار به مشتریانش ارائه می‌دهد ثابت فرض شده و توسط صنعت مربوط به آن تعریف‌شده‌اند (به‌طور مثال شرکت‌های خودروسازی درجه‌های متنوعی از حمل‌ونقل، ایمنی و راحتی را ارائه می‌دهند).

یک کسب‌وکار موفق، تجارتی است که یک ارزش پیشنهادی شفاف داشته باشد، نقطه تمایز بازار (به‌طور مثال، قیمت یا نام تجاری) را بیابد و بر اجرا و تحویل سالانه بهترین نسخه همان ارزش پیشنهادی برای مشتریان خود تمرکز کند.

در عصر دیجیتال، تکیه‌بر ارزش پیشنهادی که بدون هرگونه تغییر است، صنایع را به چالش و اختلال احتمالی توسط رقبای جدید فرامی‌خواند. اگرچه زمان‌بندی و ماهیت ایجاد تحول در صنایع مختلف، بسته به نوع تکنولوژی‌های دیجیتال متفاوت است، آن دسته از صنایع که فرض می‌کنند کمی دورتر از این جاده تحول هستند، بیشتر احتمال دارد توسط ماشین تحول دیجیتال زیر گرفته شوند.

تنها پاسخ قطعی به محیط کسب‌وکار در حال تغییر، طی کردن مسیر تکامل است و اینکه هر فناوری به‌عنوان مسیری برای توسعه و بهبود ارزش پیشنهادی ما برای مشتریانمان دیده می‌شود. به‌جای اینکه کسب‌وکارها وفق دادن خود با عصر دیجیتال را به تأخیر بیندازند تا تحول دیجیتال به موضوع مرگ یا زندگی تبدیل شود، لازم است برجذب فرصت‌های در حال ظهور و حذف کردن منابع روبه‌زوال تمرکز کنند و مسیر تغییر را شکل دهند.

سخن آخر

در این مقاله به بررسی پنج حوزه کلیدی در تحول دیجیتال پرداختیم و تأثیر انقلاب دیجیتال را در زمینه‌های مشتری، رقابت، داده‌ها، نوآوری و ارزش پیشنهادی واکاوی کردیم. شما با استفاده از تحول دیجیتال (چه در سطح فلسفی و چه در سطح فنی) در این پنج حوزه می‌توانید کسب‌وکاری به‌روزتر و موفق‌تر داشته باشید.

کسب‌وکار شما به لحاظ دیجیتالی تا چه اندازه متحول شده است؟ در مسیر تحول دیجیتال با چه موانعی روبرو شده‌اید؟ لطفاً تجربیات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

منبع:

Amazon

درباره‌ی نویسنده: مهدی فرزین

نویسنده: مهدی فرزین
من مهدی فرزین هستم. دکتری تخصصی مدیریت بازرگانی و کارشناسی ارشد مدیریت MBA دارم. بیش از ده سال است که در زمینه آموزش، پژوهش و مشاوره بازاریابی مشغول به کار هستم و یک‌سال است که به عنوان نویسنده با ایران مدیر همکاری می‌کنم.

همچنین ببینید

استراتژی پلتفرم

استراتژی پلتفرم و راه های ارتباطی جدید برای جذب مشتری بیشتر

استراتژی پلتفرم  و پلتفرم امکانات تازه‌ای است که می‌تواند به رونق کسب‌وکارها کمک کند. پلتفرم‌ها …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *