دوستیابی و یادگیری مهارتهای دوستیابی ، یکی از مهمترین مهارتهایی است که هر فرد میبایست در طول زندگی بیاموزد و آن را فراگیرد. برخی از افراد بهصورت طبیعی مهارت زیادی در دوستیابی دارند. آنها در طول یک سفر کوتاه یا حتی رفتن به خرید میتوانند دوستان زیادی بیابند؛ اما در طرف دیگر، برخی دیگر از افراد مهارت کمی در این زمینه دارند و همیشه تنها و منزوی هستند.
در این مقاله ایران مدیر، اصول دوستیابی را از نظر یکی از بزرگترین اساتید این حوزه، یعنی آقای دیل کارنگی برای شما شرح میدهید. دیل کارنگی یکی از پایهگذاران مباحث نوین ارتباطات و سبک زندگی است و شاید بتوان گفت که تمامی کتب در زمینه ارتباطات و دوستیابی ، برگرفته از مفاهیم و آموزههای وی میباشند.
همچنین به دلیل آنکه از زمانی که دیل کارنگی شروع به نوشتن کتاب آیین دوستیابی نمود، مدت زیادی میگذرد، در این مقاله هر جا که لازم بوده و بنا بر اقتضا، نکات جدیدی مطرح میشود.
یکی از مهمترین نکاتی که میبایست در زمینه دوستیابی رعایت کنید این است که شما قرار هست که با انسانهای دیگر معاشرت کنید و برای اینکه در این زمینه موفق شوید، میبایست یک سری اصول را بیاموزید و با توجه به آنها واکنش نشان دهید. در زیر به برخی از این نکات و اصول پرداخته میشود:
برای دوستیابی انتقاد نکنید
به قول دیل کارنگی، اگر مایل به داشتن عسل هستید، به کندو ضربه نزنید. مهمترین اصل در دوستیابی این است که شما بتوانید به دیگران حس خوب بودن بدهید. هرکسی بتواند حس خوب بودن در دیگران ایجاد کند و این کار را استادانه انجام دهد، میتواند در قلب و ذهن دیگران نفوذ کند و آنها را به سمت خود بکشد. برای این کار شما میبایست هیچوقت انتقاد نکنید.
معمولاً بعد از مدتی افراد به دنبال اصلاح یکدیگر برمیآیند و سعی میکنند یکدیگر را آنگونه که خود درست میدانند اصلاح کنند و شکل دهند. اگر شما با این ذهنیت وارد شوید، هیچوقت نمیتوانید دوستان زیادی برای خود بیابید و یا ممکن است به همان سرعتی که دوستان تازهای پیدا میکنید، به همان سرعت هم دوستانتان را از دست بدهید.
از خودتان شروع کنید
کنفوسیوس میگوید درحالیکه آستانه خانه تو کثیف و پربرف است، تو نباید از برف روی پشتبام همسایهات انتقاد کنی.
هرزمانی که به فکر اصلاح و انتقاد از یکی از دوستانتان برآمدید، به این جمله فکر کنید و سعی کنید زمانی که میخواهید به این کار اختصاص دهید را به پرورش خودتان معطوف سازید.
در هنگام گفتوگو با افرادی که بهتازگی ملاقات کردهاید، همواره در ذهن داشته باشید که انسانها آنقدر هم موجودات منطقی نیستند و بیشتر با احساسات خود تصمیم میگیرند و فکر میکنند، بر همین مبنا، اگر شما با پیشفرضهای منطقی وارد گفتوگو با سایرین شوید، نمیتوانید نتیجه مناسبی کسب نمایید.
بنابراین بهعنوان تمرین سعی کنید از امروز به مدت یک هفته، دست از انتقاد نمودن از دیگران بردارید و هر جا که میخواهید به کمک انتقاد از دیگران و بیان جملهای اصلاحی وارد مکالمه شوید پشت دست خود را گاز بگیرید.
حس خوب را با توجه به مخاطب خود ایجاد کنید

معمولاً هر انسانی، بر اساس نیازهای خود فعالیت میکند. بنا بر دستهبندی یکی از روانشناسان مطرح به نام دیوید مک کله لند، انسانها همواره به دنبال تأمین 3 نیاز اساسی خویش هستند. این سه نیاز عبارتاند از:
• نیاز به قدرت
• نیاز به موفقیت
• نیاز به تعلق (ارتباطات)
بنا بر نظر مک کله لند، میزان و شدت هر یک از این نیازهای میتواند در هر فردی کموزیاد باشد. برخی به دنبال موفقیت باشند، برخی صرفاً به دنبال قدرت باشند و به همین خاطر نیاز به ارتباطات و تعلق را در خود خاموش کنند و به همین صورت، هر انسانی میتواند آمیزهای از این سه نیاز اساسی باشد.
حال که با یکی از نظریات کلان در حوزه نیازهای انسانی آشنا شدیم، بیایید به بحث دوستیابی برگردیم و چگونگی دوستیابی با استفاده از این نظریه را تشریح کنیم. برای درک بهتر مطلب، به مثال زیر توجه کنید:
فرض کنید برای آخر هفته قرار هست که به ماهیگیری بروید. برای ماهیگیری نیاز به قلاب و همچنین طعمه دارید. شما برای طعمه بهاحتمالزیاد باید از کرم یا تکه گوشت استفاده کنید. فرض کنید شما عاشق توتفرنگی یا گیلاس هستید، آیا در زمان ماهیگیری، بر سر قلاب توتفرنگی یا گیلاس میزنید؟ با این استدلال که چون شما از اینها خوشتان میآید، ماهی نیز باید از آنها خوشش بیاید و جذب طعمه شود؟
بهبیاندیگر، شما از طعمهای استفاده میکنید که برای مخاطب شما جذاب باشد و نه طعمهای که برای خودتان جذاب است.

بسیاری از افراد در گفتوگوهای روزانه خویش و برای برقراری ارتباط و دوستیابی ، دقیقاً اشتباه بالا را مرتکب میشوند. این افراد چون شخصاً به برخی موارد علاقهمند هستند، سعی میکنند در گفتوگوهای خویش از این موارد بیشتر سخن بگویند درحالیکه مخاطب شما هیچ علاقهای به آنها ندارد.
شما در هر زمان باید با تیزهوشی و نکتهسنجی، علایق و مکنونات قلبی مخاطبین خود را کشف کنید و بهواسطه آنها با دیگران ارتباط برقرار کنید؛ اما چگونه باید علایق و نیازهای دیگران را شناسایی کرد؟
شناخت دیگران، مقدمه دوستیابی
با توجه به موارد گفتهشده، برای ایجاد حس خوب باید مخاطب خود را بشناسید و آنچه برای وی مهم است را به وی هدیه دهید. بنا بر نیازهای سهگانه مک کلهلند، برخی از افراد به دنبال موفقیت هستند. اگر با آنها صحبت کنید، مدام از پیشرفت و دستیابی به اهداف و کسب نتیجه سخن میگویند. این افراد در رسانه های اجتماعی صفحات انگیزشی و موفقیت را دنبال میکنند.
در سمت دیگر، افراد با نیاز قدرت، به دنبال کنترل و اثرگذاری بر سایرین هستند. این افراد معمولاً میل شدیدی به نفوذ و کنترل دیگران دارند و به عبارتی برای در دست گرفت کنترل دیگران و قدرت، دست به هر کاری میزنند. وفاداری، سر قول بودن، احترام و وفاداری از صحبتها و کلیدواژههای کلامی آنهاست.
درنهایت، افراد با نیاز تعلق و ارتباطات، بیشتر به دنبال ایجاد رابطه و دوستی با دیگران هستند. رضایت و شادکامی دیگران برای آنها بسیار مهم است. در کلام این افراد کلماتی همچون دوستی، مهربانی و صمیمیت موج میزند. این افراد به مقدار زیادی به دنبال راضی کردن دیگران هستند.
حال یکبار به مخاطبین و اطرافیان خود فکر کنید، به نظر شما هر یک از آنها، در کدامیک از دستهبندیهای زیر قرار میگیرند؟ کدامیک به دنبال موفقیت هستند؟ کدامیک به دنبال قدرت و کنترل محیط خود و درنهایت کدامیک در جستوجوی رضایت دیگران؟
با توجه به مثال ماهیگیری، شما نمیتوانید برای اینکه به این افراد حس خوبی بدهید و آنها را بهسوی خود جذب کنید، از روشهای یکسانی استفاده نمایید. بلکه شما میبایست با توجه به علایق هر گروه، نوع کلام و رفتار خود را شکل و جهت بدهید و آنها را به سمتوسوی خود بکشید.
سعی کنید قبل از ملاقات با افراد، در مورد علایق آنها اطلاعاتی جمعآوری کنید. برای مثال برخی افراد به فیلم و سریال علاقهمندند، برخی به فوتبال، برخی از خانمها به مد و فشن و برخی دیگر به حیوانات خانگی. چنانچه شما علایق مخاطب خویش را بشناسید و در مورد آن اطلاعاتی جمعآوری کنید، میتوانید بهراحتی، گفتوگوهای کسلکننده و ملالتآور در مورد سردی یا گرمی هوا و بدتر از آن، گرانی و مشکلات اقتصادی جامعه را به سمت علایق فرد بکشانید.
توصیه بالا را فقط یکبار انجام دهید و ببینید افراد با چه شوقوذوقی با شما در مورد علایق خود صحبت میکنند. نکته شگفتانگیز این روش این است که در آن شما بدون آنکه چندان صحبت کنید و صرفاً به گوش دادن و تقویت مهارت گوش دادن خود، به دیگران حس خوب میدهید و آنها را به خود علاقهمند مینمایید.
توجه به دیگران و دیگر هیچ
در مباحث ارتباطی، آن چیزی که از اهمیت بسیار زیاد برخوردار است نشان دادن توجه به دیگران است. توجه شما، نشانگر اهمیتی است که برای افراد قائل هستید و افراد معمولاً به دنبال کسانی که برای آنها اهمیتی قائل نمیشوند نیستند.
شما چگونه میتوانید به دیگران نشان دهید که برای آنها اهمیت قائلاید و آنها افراد مهمی هستند؟ یکی از مؤثرترین و بهترین روش برای این کار، به خاطر سپردن مشخصات مخاطبینتان است. به لطف تکنولوژی و همچنین گوشیهای هوشمند، انجام چنین کاری چندان دشوار نیست.
سعی کنید نام و نام خانوادگی افراد و مشخصات دیگر همانند علایق غذایی، ورزشی، تفریحی و … را شناسایی کنید و آنها را بهدقت به خاطر بسپارید.
به اعتقاد برخی از متخصصان حوزه دوستیابی و ارتباطات، نام افراد، زیباترین واژهای است که در گوش آنها طنینانداز میشود. به عبارتی به کار بردن نام آنها میتواند تأثیرات بسیار زیادی داشته باشد؛ اما نکته بسیار مهم این است که در توجه کردن و به کار بردن نام افراد نباید افراط کرد و میبایست اجازه داد تا رابطه گامبهگام بهپیش رود.
شما نمیتوانید بهصرف اینکه توجه خوب است و به کار بردن نام افراد تأثیر خوبی بر افراد میگذارد، از همان ابتدا حدومرزها را بشکنید. چنین کاری همواره تأثیر منفی دارد و در دیگران با این کار از شما رانده میشوند.

نکته دیگر آنکه توجه نمودن به دیگران، میتواند تأثیر مثبتی ایجاد کند اما توجه بیشازحد، میتواند شما را فرد سمج نشان دهد که به فضای شخصی و خصوصی افراد تجاوز میکند، نشان دهد. همواره سعی کنید که به توجه و ابراز محبت خود همچون ابزاری بنگرید که استفاده بیشازحد از آن، میتواند اثر آن را خنثی و تا حدودی معکوس نماید.
از دیگران تعریف کنید
تعریف و تمجید از دیگران میتواند کاری کند که افراد شما را هرگز از یاد نبرند. برای امتحان میتوانید این کار را بهآسانی آزمایش کنید. این بار که به نانوایی محل خود رفتید، از کیفیت نان و نحوه برخورد کارکنان تعریف کنید و بگویید که نسبت به سایر نانواییها چه ویژگی مثبتی دارند. چنین کاری را تبدیل به منش و سلوک همیشگی خود کنید.
افراد از تشکر نمودن و حس قدردانی بهصورت شگفتانگیزی لذت میبرند. بهخصوص در جامعه ما که اکثر افراد عصبی و ناراحت هستند، تعریف و تمجید میتواند همچون نوری، به افراد شادی و نشاط ببخشد و آنها را تبدیل به دوستان همیشگی شما کند، اما یک نکته بسیار مهم در استفاده از این تکنیک وجود دارد و آنها طبیعی بودن تعریف و تمجید است.

اگر تعریف و تمجید شما، برخاسته از قلب شما نباشد، بههیچوجه نمیتواند کارکرد مثبتی ایجاد کند. در هنگامیکه شما از صمیم قلب از کسی تعریف و تمجید میکنید، معمولاً زبان بدن و تن صدای مشخصی دارید که حس واقعی بودن را منتقل میکند.
اما اگر از این ابزار صرفاً برای راه افتادن کار استفاده شوند و حقیقی و برخاسته از قلب نباشد، میتواند جنبه تملقگویی به خود بگیرد و دیگران را از شما براند؛ بنابراین به افراد نگاه کنید و بر مبنای ویژگیهای مثبت آنها، اقدام به تعریف و تمجید کنید. مردم احمق نیستند و در میانمدت، مشت شما باز میشود و برند شخصی شما ویران میگردد.
سخن آخر
دیل کارنگی میگوید یک قطره عسل بیشتر از یک بشکه سم، زنبورها را به سمت خود جذب میکند. همه ما انسانها به دنبال رفع نیازهای اساسی خود هستیم. برای نیازهای انسانی دستهبندیهای مختلفی انجامشده است. یکی از دستهبندیهای بسیار معروف، دستهبندی سهگانه مک کله لند هست که در آن نیازهای انسان به سه نیاز اصلی موفقیت، قدرت و تعلق تقسیمشده است.
در مقاله حاضر با تکیهبر نیازهای سهگانه و همچنین آموزههای دیل کارنگی، اصول اساسی دوستیابی مطرح شد. به نظر شما استفاده از این اصول تا چه حدی میتواند منجر به بهبود روابط شما و پیدا کردن دوستان جدید گردد؟ لطفاً تجارب و نظریات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع:
ایران، مدیر خوب میخواهد
