صفحه اصلی / بازاریابی / رهبری فکری: ۳ گام اساسی تا تأثیرگذاری و نفوذ بر سایرین در دنیای کسب‌وکار
رهبری فکری

رهبری فکری: ۳ گام اساسی تا تأثیرگذاری و نفوذ بر سایرین در دنیای کسب‌وکار

رهبری فکری یکی از هیجان‌انگیزترین مفاهیمی است که احتمالاً افراد بسیاری به دنبال آن هستند. شاید هرکدام از شما دوست داشته باشید تا در زمینه کاری و تخصصی خود به‌عنوان یک فرد تأثیرگذار بر سایرین و در یک کلمه به‌عنوان یک «رهبر فکری» شناخته شوید. اگر هدف شما این است که خود را به‌عنوان یک رهبر فکری معرفی کنید لازم است که درگیر یک فرآیند برندسازی شوید تا به‌طور رسمی و حرفه‌ای در آن سطح قرار بگیرید. ایران مدیر در مطلب پیش رو به بررسی این مطلب می‌پردارد.

فاز اول: توسعه پلتفرم- طراحی برند و استراتژی

فاز اول تماماً درباره توسعه یک پلتفرم قوی است که در آن بتوانید برند خود را بسازید و برای کسب‌وکارتان بازاریابی کنید. این موضوع نیازمند تعریف، تفسیر و اعلام نام تجاری شما و ارائه آن در مکان‌های مختلف (آنلاین و آفلاین) است تا مردم بتوانند به‌طور مؤثرتری با کسب‌وکار شما درگیر شوند. اگرچه شما ممکن است مانند بسیاری از افراد سریعاً از فاز اول عبور کرده و به دنبال بخش هیجان‌انگیز کار یعنی گسترش و پخش کردن کلمات هجوم می‌برید.

مشکل اینجاست که افراد معمولاً به شکل نامناسبی به دنبال ایجاد همهمه و شعارهایی برای برندشان هستند (کاری که باید در فاز دوم انجام گیرد) تا فقط کمی رفت‌وآمد برای وب‌سایت یا شبکه‌های اجتماعی کسب‌وکارشان ایجاد کنند؛ ترافیکی که البته چندان کارساز نخواهد بود. معمولاً درزمینهٔ رهبری فکری بیشترین حرفی که با آن روبه‌رو می‌شویم این جمله است: «من همه پولم را روی روابط عمومی و بازاریابی خرج کرده‌ام ولی نتیجه‌ای را که مناسب تلاشم باشد، کسب نکرده‌ام». در بسیاری از موارد بخش بزرگی از مشکل، عدم وضوح درباره نام تجاری است؛ مانند موارد زیر:

  • درهم‌وبرهم بودن (غلط نویسی، اشتباه در دستور زبان و هجی کردن)
  • طراحی ضعیف (زشت و نامناسب برای کاربران)
  • انتخاب ضعیف و خالی از حس واقعی یک نام تجاری
  • ناسازگاری پیام و ظاهر
  • نامشخص بودن پیام نام تجاری (مبهم، گیج‌کننده، غیرواضح)
  • عدم استفاده از بهترین تجربیات بازاریابی

مسیر دستیابی به رهبری فکری و صنعتی باید با یک پلتفرم محکم آغاز شود. پیش از آغاز هرگونه اقدامات روابط عمومی، بازاریابی یا کمپین‌های تبلیغاتی، سه اقدام حیاتی وجود دارد که باید به ترتیب انجام شوند.

۱) پیام خود را به‌طور شفاف بیان کنید

قدم اول این است که نام تجاری و پیام خود را به‌طور شفاف بیان کنید. ایجاد وب‌سایت پیش از تعیین مشخصات برند یک اشتباه است. برند شما باید منبع طراحی سایت شما باشد نه چیز دیگری. این جمله را به خاطر بسپارید: «ابتدا برند سپس ساخت‌وساز». اولین کاری که برای ساخت پلتفرم باید انجام داد – پیش از ساخت وب‌سایت و تبلیغ در رسانه‌های اجتماعی— یک پیام و نام تجاری مشخص‌شده و شفاف است.

۲) یک پلتفرم بسازید

زمانی که برند شما به‌طور جامع تعریف شد، شما آماده حرکت به سمت گام دوم در توسعه پلتفرم هستید، ایجاد یک وب‌سایت مدرن، بازاریابی محور و به‌روز. بسیاری از افراد (به‌خصوص کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکارهای کوچک) به‌شدت اثر و اهمیت وب‌سایت‌های خودشان را دست‌کم می‌گیرند. می‌توان با قاطعیت گفت که کیفیت وب‌سایت شما برای مشتریان فعلی، مشتریان بالقوه و حتی فعالان رسانه‌ای بسیار مهم است. برای نمونه می‌توان به وب‌سایت ضعیف یک دندان‌پزشک اشاره کرد. وب‌سایت او واقعاً مشتریان بالقوه‌اش را عاجز می‌کرد. درحالی‌که او تنها دندان‌پزشکی بود که تا فاصله ۶۰ کیلومتری خدمات زیبایی دندان ارائه می‌کرد ولی رقیب او که ۹۰ کیلومتر هم از او دورتر بود بیشتر مشتریان بالقوه را به سمت خودش می‌کشاند. او دلیل این موضوع را نمی‌فهمید ولی یک نگاه به وب‌سایت او همه‌چیز را روشن می‌کرد. خدمات آنلاین او ضعیف و وب‌سایتش به‌هم‌ریخته بود.

زمانی که به او گفته شد که شاید مشکل همین باشد واکنش او این بود: «اوه! مشتریان به وب‌سایت اهمیتی نمی‌دهند و این موضوع تغییری ایجاد نمی‌کند.» اما واقعیت این است که اگر او خودش را به‌جای یک بیمار بگذارد که به دنبال خدمات زیبایی دندان است دیگر چنین حرفی نمی‌زند. اگر خود را به‌جای یک بیمار بگذاریم و به سراغ وب‌سایت دندان‌پزشک اول برویم، اولین حس ما نسبت به او این است: «فردی حرفه‌ای که کارش را بلد است و ارزش پولی که خرج می‌کنی را دارد»؛ اما اگر به‌عنوان بیمار به وب‌سایت دندان‌پزشک دوم نگاهی بیندازیم خواهیم گفت: «این پسر احتمالاً هک شده است!».

اگرچه هردوی آن‌ها در یک سطح از تخصص هستند و تجربیات، تحصیلات و قیمت یکسانی دارند؛ ولی دندان‌پزشکی که به‌واسطه وب‌سایتش حرفه‌ای‌تر به نظر می‌آید، مشتریان بیشتری را جذب می‌کند.

۳) رسانه‌های اجتماعی را جدی بگیرید

سومین کار در فاز اول توسعه پلتفرم انطباق نام تجاری با رسانه‌های اجتماعی است. برای اولین قدم، وب‌سایت شما باید مرکز رسانه‌های اجتماعی شما باشد و همه سایت‌های دیگر باید پیروی آن باشند؛ لوگوی یکسان، رنگ‌های یکسان، طراحی یکسان، پیام‌ها و نکات کلیدی یکسان داشته باشند و صدای برند را منعکس کنند.

فاز دوم: ایجاد همهمه-گسترش نام تجاری و شتاب دهی به آن

با در اختیار داشتن یک پلتفرم محکم، شما آماده‌اید تا به‌طورجدی در راه رهبری فکری به ساخت همهمه و شایعات بپردازید. صدها تاکتیک مشخص وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید ولی شما احتمالاً زمان و پول لازم برای این کار را ندارید. اکثر کسب‌وکارهای کوچک، کارآفرینان و مدیران اجرایی می‌فهمند که انتخاب سه تا پنج گزینه استراتژیک کافی و قابل‌کنترل است. رایج‌ترین تاکتیک‌های ایجاد سروصدا عبارت‌اند از:

  • روابط عمومی سنتی (PR)
  •  انتشار/ بازاریابی محتوا در رسانه‌های اجتماعی
  •  سخنرانی (شامل پادکست، پخش آنلاین، کنفرانس و رادیو)
  • شبکه‌سازی
  • جوایز و افتخارات

مهارت اصلی این است که به‌دقت به تاکتیک‌ها فکر کنید و ببیند کدام را می‌خواهید در استراتژی‌های خود استفاده کنید (بر اساس کسب‌وکار، برند، ترجیحات شخصی، زمان، پول و انرژی).

بسیاری از افراد از اینکه تاکتیکی را حذف کنند می‌ترسند. آن‌ها مدام با خود این جمله را تکرار می‌کنند: «ولی همه می‌گویند ما باید در فیس‌بوک حضورداشته باشیم». تجربه نشان داده است که روش «پرتاب کن تا ببینی چه اتفاقی می‌افتاد» کاربرد زیادی ندارد. بهتر است دو تاکتیک را انتخاب کنید و با تمام قوا آن‌ها را انجام دهید تا اینکه هر ۶ روش را انتخاب کرده و همگی آن‌ها را با ضعف جلو ببرید.

فاز سوم: رهبری فکری و صنعتی- قدرت برند

شما به‌دقت برند خود را بیان کردید، یک وب‌سایت ساختید و همهمه زیادی برای کارتان ساخته‌اید. برند شما به‌طور پیوسته در حال پخش شدن است و زمان آن رسیده که تبدیل به یک اسم متمایز در زمینه کاری خود بشوید. به زبان دیگر شما آماده پرش به سمت رهبری فکری (برای افراد) و رهبری صنعتی (برای کارخانه‌ها) هستید. درهرصورت، انجام این پرش نیاز به سه مرحله زیر دارد.

۱) افزودن نوآوری

زمانی که رهبران فکری و صنعتی دانش عمیقی درباره زمینه کاریشان داشته باشند، هیچ‌وقت بیکار نمی‌مانند. آن‌ها فقط گزارش نمی‌دهند که چه اتفاقی در صنعتشان می‌افتد بلکه از طریق تحقیقات دانشگاهی، تحقیقات بالینی، آزمایش، تحقیقات میدانی و گاهی بافکرهای اصیل، عمیق و بازتابنده چیز جدیدی به آن زمینه اضافه می‌کنند.

۲) منبع مؤثق اطلاعات بودن

رهبران فکری یک منبع قابل‌اعتماد اطلاعات هستند. جزو سخنرانان دعوت‌شده برای کنفرانس‌ها بوده، افراد مرجعی برای مصاحبه‌‌های اطلاعاتی هستند؛ به وبلاگ‌ نویسی مشغولند و در زمینه سایت‌های رهبری و انتشارات مرتبط با آن مشارکت می‌کنند.

۳) همواره در حال تولید محتوایی سطح بالا

رهبران فکری و صنعتی به‌طور مداوم محتوایی سطح بالا تولید می‌کنند. آن‌ها کتاب‌های سنتی، کتاب‌های الکترونیکی، وبلاگ، مقالات، پادکست، وبینار، محصولات آنلاین و… تولید می‌کنند. تابه‌حال دیده نشده که بدون داشتن یک استراتژی بازاریابی محتوایی که ارزش، دانش، تخصص و رهبری فرد را نشان دهد، بتواند به جایگاه رهبری فکری یا صنعتی رسیده باشد.

سخن آخر

رهبری فکری مقوله‌ای تصادفی نیست و حاصل برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل فعالیت‌های برندسازی و بازاریابی در حوزه تخصصی خود است. هر فردی می‌تواند با برداشتن سه‌گام اصلی توسعه پلتفرم، ایجاد همهمه و متمایزشدن می‌توانند به رهبر فکری و صنعتی تبدیل شود.
آیا شما خود را یک رهبر فکری یا صنعتی در حیطه کاری خود می‌دانید؟ چه موفقیت‌ها و شکست‌هایی را در این زمینه تجربه کرده‌اید؟ لطفاً نظرات خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.

منبع:

Entrepreneur.com

درباره‌ی نویسنده: مهدی فرزین

نویسنده: مهدی فرزین
من مهدی فرزین هستم. دکتری تخصصی مدیریت بازرگانی و کارشناسی ارشد مدیریت MBA دارم. بیش از ده سال است که در زمینه آموزش، پژوهش و مشاوره بازاریابی مشغول به کار هستم و یک‌سال است که به عنوان نویسنده با ایران مدیر همکاری می‌کنم.

همچنین ببینید

اسم برند

اسم برند و تمام آنچه درباره انتخاب اسم برند کسب و کارتان باید بدانید

با وجود بسیاری از برندها در جهان، ایجاد ایده‌های بی‌نظیر در مورد اسامی خاص برای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *