معنای زندگی چیست؟ چرا ما وجود داریم؟
از فلاسفه یونان باستان گرفته تا مربیهای سبک زندگی مدرن، به طرق مختلف و بیپایان به این نوع سؤالات پاسخ دادهاند؛ بااینحال هنوز هم به دنبال پاسخی رضایتبخش درباره معنای زندگی هستیم تا به توسعه فردی ما کمک کند.
باید گفت نه این مقاله و نه هیچ مقاله دیگری نمیتواند راهحلی ملموس برای یافتن معنای زندگی ارائه دهد.
حقیقت این است که آنچه معنای زندگی را جذاب میکند، دلهرهآور، متنوع، مرموز و ناملموس بودن آن است. بااینحال، فقدان پاسخی محکم به این معنا نیست که ارزش جستوجو را ندارد. این جستوجو برای آن است که زندگی درباره سفری است که هر فردی باید بهتنهایی آن را برای خود شروع کند. هر فرد باید در جستوجوی پاسخ منحصربهفرد سؤال خود باشد.
خوشبختانه رفتارها، آرمانها و اقدامات مختلفی وجود دارند که انسانها طی قرنها به آنها پی بردهاند و میتوانند روشهای عالی برای جلب ما به سمت قطعیت و نتیجهگیری درونی اینکه چرا ما وجود داریم، باشند. ایران مدیر در این مقاله چند روش مختلف برای شروع ماجراجویی درباره معنای زندگی را ارائه میکند.
9 راهکار برای یافتن معنای زندگی
1. عشقورزیدن به مردم

یکی از متداولترین بحثها عشق است؛ چیزهای پیچیدهای که انسانها با آنها مواجه میشوند. آیا این نوعی رفتار است؟ سبک زندگی است؟ یک شخص یا یک وسیله است؟ نوعی ارتباط با خداست؟
بااینحال، چیزی که همیشه باقی میماند عشق است که نوعی نیروی قدرتمند خیر محسوب میشود. بسیاری از چیزهای مهم و بامعنی در زندگی ناشی از عشق هستند؛ خواه عاشق چیزها، خواه دیگران، خواه حتی خودمان باشیم.
یکی از بهترین راهها برای پیدا کردن معنای زندگی، عشق و تمرین برقراری ارتباط با خانواده است. دوستداشتن خانواده راهی قدرتمند برای رشد دانش ما و نیز قدردانی ما از آن چیزی است که زندگی به ما ارائه میدهد.
همسر، فرزندان، دوستان، شرکای زندگی و روابط افلاطونی قوی، نوعی احساس منحصربهفرد و قدرتمند را فراهم میکنند که یافتن آن در هر جای دیگری دشوار است.
2. رهایی از فناوری و رسیدن به دورنگری
گاهی ما انسانها نیاز بسیار زیادی به سمزدایی داریم. زندگی مدرن مملو از اعتیادهای خطرناکی مثل رسانههای اجتماعی است. رسانههایی که میتوانند زمان زیادی را به خود اختصاص دهند، بیآنکه حتی خودمان بدانیم و تأثیرات آن فراتر از زمان، میتواند ناامیدکننده باشد. در حقیقت مطالعهای نشان داد که شاید 30 درصد طلاقهای پیدرپی از تعاملات فیسبوک سرچشمه میگیرد.
زندگی بهسادگی و در خلأ پیش نمیرود. بعدازاینکه موفق شدید از این دستگاهها و پروفایلهای اجتماعی جدا شوید، مهم است که زمان و انرژی خود را به سمت طرز فکر سالمتر هدایت کنید.
وقت خود را صرف مراقبه، دعا کردن و حتی قدردانی کردن کنید. مواردی را پیدا کنید که برای آنها سپاسگزار باشید و برای ابراز قدردانی آنچه بهطور منظم دارید، تلاش کنید تا معنای زندگی را دریابید.
یکی از کلیدهای اساسی زندگی که بسیاری از افراد خردمند در طول تاریخ همیشه به آن توجه کردهاند، تقدیر، سپاس و تشکر سادهای است که از طرز فکری خوب نشئت میگیرد.
3. در جستجوی راههای معنیدار برای بازگشت
این روزها کمکهای مالی و خیرین کم نیستند. در حقیقت، پدیده نیکوکاری در همه زمانها در جایگاه بالا بوده است. آگاهی در عصر اطلاعات افزایشیافته است و تنها در سال 2017 آمریکاییها رکورد 410.02 میلیارد دلار کمک مالی و خیریه را ثبت کردهاند.
اما صرف اینکه بدانیم چگونه هدیه بدهیم، به این معنی نیست که واقعاً به هدیه دادن علاقهمند هستیم. هدیه واقعی و صادقانه از فراوانی شخصی و داشتن وضعیت مالی خوب ناشی نمیشود و بهطورمعمول شکل چک را نمیگیرد. بلکه از تمایل به کمک به دیگران و درک معنای زندگی ناشی میشود.
اگر میخواهید اطلاعات بیشتری درباره زندگی پیدا کنید، واقعاً به دنیای اطراف خود برگردید. فقط پول نقد اضافی خود را بیرون نکشید و آن را فقط به این دلیل که شخص دیگری به آن علاقهمند است، به او ندهید.
پیدا کنید که احساسات شخصی شما کجا هستند. آنچه در دنیا به آنها آسیب میرساند و باعث میشود که قلب و ذهن شما به جستوجوی راهحلی برسد پیدا کنید، سپس خودتان روی آن سرمایهگذاری کنید. ببخشید تا آسیب نبینید.
4. در مسیر درک معنای زندگی یک سرگرمی را امتحان کنید
اینکه ما قبلاً درباره کارهایی که میتوانیم برای دیگران انجام دهیم صحبت کردهایم، به آن معنا نیست که کمی مراقبت از خود لازم نیست. ما درمورد خواستههای کمعمق و زودگذر صحبت نمیکنیم؛ مانند خوردن یک کاسه بستنی یا سفر به آبگرم.
لذتهای کوچک کاملاً خوب هستند؛ اما آنها خیلی به ما کمک نمیکنند تا واقعاً از زندگی خود قدردانی کنیم. در عوض سعی کنید به دنبال چالشی جدید باشید.
یک چالش میتواند فرمول مناسبی برای کمک به وسعت دیدمان برای درک بهتر زیباییهای دنیای پیرامونمان باشد. آنها ارزشی را بدون مسئولیت همیشگی و نگرانیهای مالی که با مشاغل و زندگی حرفهای ما به وجود میآید، ارائه میدهند.
سرگرمیهایی را پیدا کنید که علایق شما را ارضا کند و همزمان مهارتهای شما را نیز به چالش بکشد. مثل شیرجه زدن به عقب که همیشه شما را مجذوب کرده است، اما شما هیچوقت زمانی را برای اکتشاف خود نگذاشتهاید. ساز جدیدی را تمرین کنید، به ماهیگیری بروید، سعی کنید نقاشی کنید یا یک زبان جدید یاد بگیرید. جهان صدف شماست!
اگر به انتخاب خود فکر کنید، حتی ممکن است بتوانید علاقهای را دنبال کنید که میتواند مهارتهای زندگی شما را ناخواسته توسعه دهد و حتی ممکن است به رزومهتان اضافه کند.
5. غلبه بر دلواپسیها

بیایید به عقاید و رفتارهای شخصی بپردازیم. یکی از کارهای مهم برای داشتن زندگی خوب و درک معنای زندگی، مبارزه با استرس است.
بیایید با بیان واضحی شروع کنیم: «هرکسی دلواپسیهایی دارد.»
گاهی غلبه بر این دلواپسیها و دیدن آنچه واقعاً هستند دشوار است. یکی از بهترین راههای غلبه بر ترس و اضطراب زندگی، کار کردن روی دلواپسیهایمان است. سعی کنید ذهن آگاهی را تمرین کنید، به دنبال الگوهای فکری باشید، رفتار خود را تجزیهوتحلیل کنید و زمانی را که تحت تأثیر دلواپسیها هستید، مشخص کنید.
هرچه بیشتر از دلواپسیهای خودآگاهی پیدا کنید، راحتتر میتوانید از آنها فراتر روید، از رفتارهای خودخواهانه جلوگیری کنید و خود را در انجام کارهایی که قبلاً غیرممکن بود توانمند سازید.
اگر در شغلی که دوست ندارید به دام افتادهاید، برای مثال، به دلیل احساس ناامنی مالی یا فشار همسالان نمیتوانید بهجای دیگری بروید، میتوانید برای تغییر و ارتقا موردنظر خود در شرکت باشید تا کار بهتری که با شخصیت و استعدادهای شما جور در میآید، پیدا کنید.
6. برای درک معنای زندگی هرگز یادگیری را متوقف نکن
دوازده سال تحصیل (بدون اشاره به اینکه مثل یک حرفه کوتاه، واسطه ایی به کالج بوده) میتواند این احساس را به خیلی از ما القا کند که مسائلی را بهصورت آکادمیک فراگرفتهایم.
اما حقیقت این است که یادگیری باید فرایندی مادامالعمر باشد. انسانهای سالم همیشه در حال یادگیری هستند. آنها اطراف خود را میبینند و میخواهند بیشتر یاد بگیرند و بیشتر درک کنند و ببینند که چرا همهچیز به این شکل است.
این بدان معنی نیست که شما به خواندن کتابهای درسی نیاز دارید تا ببینید زندگی چیست. این یک تشویق ساده است که بتوانید به دنیای اطراف خود علاقهمند شوید. درباره چیزهایی که علاقه شما را جلب میکند تحقیق کنید و بیشتر یاد بگیرید؛ درنتیجه اشتیاق شما برای یادگیری شروع به رشد خواهد کرد.
برای مثال، حتی اگر قبلاً خودتان را با هدف گرفتن مدرک کارشناسی ارشد هل میدادید، بازهم کتاب حرفهای دانشگاهی خود را نبندید. برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد به مدرسه برگردید (سن مهم نیست). این کار فقط یک عرصه حرفهای در اختیار شما قرار نمیدهد.
بلکه راهی برای برآورده کردن آن تمایل ذاتی برای یادگیری خواهد بود. این تنها یک نمونه است. نکته مهم، یافتن راههایی برای ادامه یادگیری و رشد منظم است.
7. کمینهگرایی
شنیدن درباره مفاهیمی مانند «مینیمالیسم» و فکر کردن در خصوص سبک زندگی سخت، مانند راهبان بودایی که در معابد بیثمر در کوهستان زندگی میکنند، آسان است؛ اما حقیقت این است که مینیمالیسم نوعی سبک زندگی راحت برای تطابق و یافتن معنای زندگی، حتی در غرب آشفته و مصرفگراست.
اگر گامهای کوچکی مانند پرهیز از خرید چیزهای جدید غیرضروری، ذخیره کردن وسایل فصلی و بهطورکلی جابهجایی بردارید، میتوانید بدون هیچ مشکلی و بهسادگی در یک ذهنیت مینیمالیستی وارد شوید.
این فقط به امور مالی و پاک کردن برنامه شما کمک نمیکند، بلکه زندگی با بههمریختگی کمتر، اغلب به ذهنیت شفافتر و سپاسگزارتر منجر میشود. طرز تفکر سپاسگزارانه در وهله اول میتواند به درکی عمیقتر از زندگی منجر شود.
8. سفر کردن

کسانی که بهطورجدی سفر میکنند، تمایل دارند دید عمیقتری به زندگی پیدا کنند. این یک ترفند است؛ اما شما نمیتوانید بهعنوان یک توریست فقط با انگیزه دیدن طبیعت و مناظر بکر سفر کنید.
در اینجا یک تست خوب لیتموس (اسم تست) برای شما وجود دارد: اگر انتظار دارید همه افراد هنگام مسافرت با شما به زبان مادری خود صحبت کنند، شما در جایگاه مناسب قرار ندارید.
اگر وقت خود را برای سفر میگذرانید، حتماً این کار را با هدف دیدن مکانهای خاص خارج از دنیای امن خود انجام دهید. تفاوت فرهنگهای دیگر با فرهنگ شما چگونه است؟ سایر مناطق جغرافیایی چگونه بر زندگی مردم تأثیر میگذارند؟ واقعاً یک کشور درحالتوسعه و جنگزده چطور به نظر میرسد؟
اگر با این چشمانداز برنامهریزی کنید، احتمالاً قلب و ذهن شما به شکلی باز میشود که هرگز انتظارش را نداشتهاید.
9. سعی کنید بیشتر آگاه باشید
مورد آخر اینکه برای درک معنای زندگی «بیشتر آگاه باشید.»
اگر شخص بتواند توانایی توجهکردن به همهچیز در اطراف را تقویت کند، توانایی شکستن طرز تفکر خودمحور که همه انسانها بهطور طبیعی به آن دچار میشوند، ایجاد میکند.
اینکه به همه افکار و نیازهای خود توجه کنید یک دستور نیست. آنها مهم هستند. درواقع، دالایی لاما گفته: «قبل از دلسوزی بیرونی، شخص باید برای خود دلسوز باشد.»
ایجاد توانایی و آگاهی و همدری بازندگیای که در اطراف ما اتفاق میافتد، واقعاً بخش اساسی برای درک این مسئله است که چرا همه ما در وهله اول زنده هستیم.
سخن آخر
واقعاً زندگی درباره چیست؟ امیدوارم انتظار پاسخی مطلق به این سؤال را نداشته باشید. از طرف دیگر، ممکن است احساس کنید این تحقیقی ناامیدکننده است. به یاد داشته باشید پیچیدگیها و و تفاوت های یک زندگی خوب به قدری عمیق است که اکتشاف آن یک عمر زمان می برد_ «هم خودمان هم دنیای اطرافمان».
وقتی آن را تحلیل کنید، معنای زندگی بسیار عمیق و باارزش است و ارزش آن را دارد که دنبال کنید، حتی اگر هدف نهایی فقط نگاه کلی به جهان باشد که همه ما را روزبهروز پیش میبرد. اکنون پس از بررسی معنای زندگی باید پرسید آیا شما تا کنون از این دیدگاه به زندگی نگریستهاید؟ لطفاً تجربههای خود را با کاربران ایران مدیر به اشتراک بگذارید.
منبع:
Lifehack
ایران، مدیر خوب میخواهد
